اهمیت اندازه لات


مباحث کاربردی بازار مبادلات ارز

به دلیل اهمیت موضوع مدیریت ریسک، در اینجا یک مثال آورده می شود. فرض بر این است که معامله گر با سرمایه اولیه 1000 دلار شروع به ترید می کند.

معامله اول:

سرمایه: Balance= ٍEquity= 1000$

جفت ارز مورد معامله : NZDUSD

ذکر این نکته ضروری است که حد سود و ضرر با توجه به تحلیل تکنیکال تریدر تعیین می گردد.

با توجه به حداکثر مجاز ریسک هر معامله، مقدار ریسک سه درصد در نظر گرفته می شود.

مقدار حد ضرر در این معامله برابر است با: 0.7224-0.7200= 24 Pip

ارزش هر پیپ نیز برابر با 10 می باشد.(روش محاسبه ارزش هر پیپ)

Lots=( 1000* 0.03)/(24*10)= 0.125

در نتیجه معامله اول با حد اکثر حجم 0.12 لات باز می شود

معامله دوم:

فرض می کنیم که معامله اول باز است و Equityبرابر با 980 است.

جفت ارز مورد معامله : EURCHF

مقدار حد ضرر در این معامله برابر است با 50 پیپ

Lots=( 980* 0.03)/(50*10)= 0.058

در نتیجه معامله اول با حد اکثر حجم 0.06 لات باز می شود

معامله سوم :

فرض می کنیم که معامله اول و دوم هنوز باز هستند و Equityبرابر با 978 است.

جفت ارز مورد معامله : USDCAD

مقدار حد ضرر در این معامله برابر است با 80 پیپ

با توجه به اینکه هنوز دو پوزیشن باز وجود دارد و شش درصد ریسک تا کنون اعمال شده است و حداکثر ریسک مجاز هفت درصد می باشد در معامله سوم یک درصد ریسک محاسبه می شود.

Lots=( 978* 0.01)/(80*10)= 0.012

در نتیجه معامله سوم با حجم 0.01 لات باز می شود

با انجام سه ترید از حداکثر هفت درصد مجاز ریسک استفاده شد و تا بسته نشدن حداقل یکی از پوزیشن ها بازکردن پوزیشن جدید مجاز نمی باشد.

البته می توان در معاملات با سایزکمتر از حداکثر مجاز وارد معاملات شد که در این صورت می توان تعداد بیشتری پوزیشن بطور همزمان باز کرد.

در خصوص نسبت Risk به Reward در مطالب بعدی بر حسب ضرورت توضیح داده خواهد شد.

در مثال بالا حتی اگر سه پوزیشن به حد ضرر برخورد کنند(که حتی با توجه به قوانین احتمالات، احتمال آن ضعیف می باشد) حداکثر هفت درصد سرمایه یعنی 70 دلار از دست می رود و از ضررهای غیر قابل جبران به طور معقولانه ای ممانعت به عمل می آید.

بار دیگر تاکید می گردد که با مدیریت ریسک صحیح و باز کردن معاملات با حجم مناسب و قرار دادن حد ضرر می توان در بازار فارکس باقی ماند و با بکار گیری استراتژیهای مناسب به معامله گری با سود آوری پیوسته تبدیل گردید.

اندازه پوزیشن معاملاتی چیست و چگونه محاسبه می شود؟

اندازه پوزیشن معاملاتی چیست و چگونه محاسبه می شود؟

محاسبه اندازه پوزیشن به برخی از استراتژی‌های دلخواه مبتنی نیست. و شامل تعیین ریسک حساب و بررسی حدد ضرر قبل از ورود به معامله است. جنبه مهم دیگری از این استراتژی که به همین اندازه مهم است، اجرای آن است. هنگامی که اندازه پوزیشن و نقطه حدد ضرر را تعیین کردید، هرگز نباید بعد از انجام ترید دست به تغییر در میزان آنها ببرید.

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز، انتخاب اینکه در هر ترید چه مقدار از سرمایه خود را وارد کنید، یکی از مباحث مهم در مدیریت سرمایه برای یک تریدر و سرمایه گذار می باشد. این موضوع به عناوین مختلف در مباح مدیریت سرمایه مورد توجه قرار گرفته است. پوزیشن سایز یا لات به همین موضوع اشاره دارند.

هر تریدر در زندگی معاملاتی خود به هرحال به این مسئله می رسد که چه مقدار از سرمایه خود را در هر خرید و فروش باید وارد کرد. برای مثال اگر دارایی شما در بازار ارزهای دیجیتال 1000 دلار باشد و قصد دارید مقداری اتریوم خریداری کنید، چه مقدار از این هزار دلار را به خرید اتریوم اختصاص خواهید داد؟ این سوال بسیار مهمی در بحث مدیریت سرمایه است.

سرمایه گذاران برای تعیین میزان واحدهای سهامی که می توانند خریداری کنند، از اندازه پوزیشن استفاده می کنند که به آنها کمک می کند ریسک را کنترل کرده و بازده را به حداکثر برسانند. در حالی که تعیین اندازه پوزیشن در بسیاری از سرمایه گذاری ها مفهوم مهمی است، این اصطلاح بیشترین ارتباط را در معاملات روزانه و معاملات ارزی (فارکس) دارد. حتی با اندازه گیری صحیح اندازه پوزیشن، اگر گپ قیمتی سهام پایین تر از حد ضرر باشد، سرمایه گذاران ممکن است بیش از محدودیت های تعیین شده خود ضرر کنند.

در ادامه درباره اهمیت اندازه گیری، اندازه پوزیشن و نحوه محاسبه آن صحبت خواهیم کرد.

اهمیت محاسبه اندازه پوزیشن

اولین چیزی که پیش از انتخاب اندازه سفارش نیاز داریم، انتخاب حدضرر است. نمی توان هر قیمتی را به عنوان حدضرر انتخاب کرد. حدضرر بایستی در محدوده قیمت منطقی انتخاب شود. در واقع حدضرر باید جایی انتخاب شود که رسیدن قیمت به آن سطح، نشان دهنده این است که تحلیل تریدر اشتباه بوده و بازار در روندی خلاف جهت روند مورد انتظار تریدر حرکت کرده است.

حالا ما حدضرر را انتخاب کرده ایم. پس از میزان ریسک مطلع هستیم. برای مثال، اگر بدانیم که حدضرر ما 50 سنت یا 50 ساتوشی باشد، حالا می توانیم پوزیشن سایز خود را انتخاب کنیم. نکته بعدی که باید مورد توجه قرار داد، میزان کل سرمایه است. اگر سرمایه شما، سرمایه بالایی نباشد، شما نهایتا باید 1 تا 3 درصد ضرر کل سرمایه را به عنوان بیشینه حدضرر در هر ترید در نظر بگیرید. برای مال، فرض کنید تریدری یک حساب 5000 دلاری داشته باشد. اگر تریدر 1 درصد کل سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهد، این میزان ریسک به این معنی است که، او می تواند در هر ترید تا 50 دلار از دست بدهد (نه بیشتر در واقع بیشینه حدضرر او در هر ترید، از دست دادن 50 دلار است). حالا اگر تریدر دیگری بخواهد ریسک بالاتری را متحمل شود و 3 درصد کل سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهد، این میزان ریسک به این معنی است که او می تواند در هر ترید تا 150 دلار از دست بدهد.

با توجه به این نکته که در هر ترید بیش از 1 تا 3 درصد کل سرمایه را در معرض ریسک قرار ندهید و با توجه به انتخاب منطقی حد ضرر (برآمده از تحلیل) شما به راحتی می توانید، اندازه سفارش یا پوزیشن سایز هر معامله خود را انتخاب کنید.

نحوه تعیین ریسک حساب

مهمترین نکته در محاسبه ریسک حساب معاملاتی، این است که شما حاضرید چه درصدی از کل موجودی حساب خود را برای سرمایه گذاری در یک ترید بر روی یک رمز ارز به خطر بیاندازید.

قانون ۲ درصد

در دنیای مالی سنتی، یک استراتژی سرمایه گذاری به نام قانون ۲ درصد وجود دارد. طبق این قانون، یک تریدر نباید بیش از ۲٪ از کل حساب خود را در یک ترید واحد به خطر بیندازد. ما به معنای دقیق آن می پردازیم، اما ابتدا اجازه دهید آن را متناسب با بازارهای بی ثبات ارزهای دیجیتال تنظیم کنیم. قانون ۲٪ یک استراتژی مناسب برای سبک های سرمایه گذاری است که معمولاً شامل ورود تنها به چند پوزیشن بلند مدت است. و معمولا برای بازار هایی که دارای نوسانات کم هستند مناسب است. اما اگر می خواهید در بازار کریپتو فعالیت کنید، و کمی محافظه کارانه عمل کنید، بهتر است که به جای ۲ درصد، ۱ درصد از سرمایه خود را ریسک کنید.

این قانون حکم می کند که شما نباید در یک ترید بیش از ۱٪ از کل سرمایه خود را به خطر بیندازید. اما این یعنی که شما فقط با ۱٪ سرمایه موجود خود وارد معاملات می شوید؟ قطعا نه! این فقط به این معنی است که اگر تحلیل شما اشتباه است و به حد ضرر خود رسیدید، شما فقط ۱٪ از کل حساب خود را از دست خواهید داد.

تعیین ریسک ترید

حالا که اندازه ریسک حساب خود را داریم آیا می توان اندازه پوزیشن را محاسبه کرد؟ قبل از اینکار باید به یک نکته دیگر توجه داشته باشید که، وقتی قصد سرمایه گذاری دارید، از دست دادن سرمایه هم بخش جدایی ناپذیر از این معامله است. اما بعضی از تریدرها با اینکه در محاسبات خود اشتباه کرده اند اما باز هم از سرمایه گذاری خود سود دریافت می کنند، اما چگونه؟ همه اینها به مدیریت صحیح ریسک ، داشتن یک استراتژی معاملاتی و پایبندی به آن برمی گردد.

به همین ترتیب، هر ایده معاملاتی باید دارای یک نقطه اعتبار باشد. اینجاست که می گوییم: ایده اولیه ما اشتباه بود و ما باید از این موقعیت خارج شویم تا ضررهای بعدی اهمیت اندازه لات را کاهش دهیم. در سطح عملی تر، این به معنای جایی است که ما حد ضرر خود را تعیین می کنیم.

روش تعیین این نقطه کاملاً مبتنی بر استراتژی معاملات فردی و تنظیمات خاص است. این تعیین حد ضرر می تواند برای هرشخصی متفاوت باشد، می تواند براساس نقاط حمایت و مقاومت، اندیکاتورهای مختلف، نواحی شکست، پرایس اکشن، تجربیات فردی و یا هرچیز دیگری باشد. برای تعیین حد ضرر، رویکردی متناسب با همه افراد وجود ندارد. شما باید خودتان تصمیم بگیرید که کدام استراتژی مناسب سبک شما است و بر اساس آن حد ضرر خود را تعیین کنید.

حالا که با این مفاهیم آشنا شدید به سراغ نحوه محاسبه اندازه پوزیشن می رویم.

نحوه محاسبه اندازه پوزیشن

اکنون، ما تمام اطلاعات لازم برای محاسبه اندازه پوزیشن را داریم. پس فرض می کنیم که ما یک سرمایه ۵,۰۰۰ دلاری داریم. و ما نمی خواهیم بیش از یک درصد از سرمایه خود را در هر ترید از دست بدهیم. پس یعنی ما در هر ترید خود حداکثر ۵۰ دلار حد ضرر تعیین می کنیم. به محض اینکه ضرر ما در یک ترید، به ۵۰ دلار رسید، بر اساس این روش باید از معامله خارج شویم.

فرض کنید در ما تجزیه تحلیل خود را در مورد یک سرمایه گذاری انجام دادیم و قصد داریم ۵ درصد از کل سرمایه را وارد آن کنیم. یعنی ما حاضر شدیم با ۵ درصد سرمایه، تا ۵۰ دلار ضرر را قبول کنیم. به عبارت دیگر ، ۵٪ از پوزیشن ما باید ۱٪ از حساب ما باشد. پس ما موارد زیر را داریم

  • اندازه حساب : ۵,۰۰۰ دلار
  • ریسک حساب : ۱ درصد
  • فاصله تا حد ضرر : ۵ درصد

با این اطلاعات فرمول محاسبه اندازه پوزیشن به شرح زیر است:

اندازه پوزیشن = اندازه حساب x ریسک حساب / فاصله تا حد ضرر . که در مثال ما اندازه پوزیشن می شود ۵۰۰۰x۰.۰۱ / ۰.۰۵ که برابر با ۱۰۰۰ است. اندازه پوزیشن برای این ترید ۱۰۰۰ دلار خواهد بود. با پیروی از این استراتژی و خروج در نقطه حد ضرر، ممکن است، ضرر بالقوه بسیار بیشتری را کاهش دهید. برای استفاده صحیح از این مدل ، باید کارمزدهایی را که می خواهید پرداخت کنید نیز در نظر بگیرید. همچنین ، باید به فکر لغزش احتمالی هم باشید، به خصوص اگر در بازاری با نقدینگی کم معامله می کنید.

برای نشان دادن نحوه عملکرد، بیایید نقطه حد ضرر خود را به ۱۰٪ تغییر دهید، و باقی پارامترها را ثابت نگه دارید. با اینکار خواهید دید که اندازه پوزیشن شما به ۵۰۰ دلار کاهش می یابد. حال حد ضرر ما در فاضله دوبرابری در ورودی ما قرار دارد. بنابراین، اگر بخواهیم همان مقدار دلار از حساب خود را به خطر بیندازیم، اندازه پوزیشنی که می توانیم بگیریم به نصف کاهش می یابد.

اصطلاحات اولیه فارکس به زبان ساده

اصطلاحات اولیه فارکس

بازار فارکس یکی از بازارهای مالی جذاب برای سرمایه گذاری و نوسان گیری به حساب می آید که موجب شده است افراد زیادی برای کسب سود و ترید به این بازار جذب شوند. پس اگر بخواهید برای خرید و فروش در فارکس اقدام کنید، باید ابتدا اصطلاحات اولیه فارکس را یاد بگیرید و اگر اصطلاحات اولیه فارکس را بلد نباشید، چطور قادر در مواقع مختلف بهترین تصمیم گیری و اقدام را در بازار فارکس داشته باشید؟! لیست اصطلاحات فارکس خیلی بلند نیست و این مفاهیم و مقدمات فارکس به شما کمک می کند تا دید بهتری نسبت به بازار فارکس پیدا کنید. پس اینجا اصطلاحات اولیه فارکس را به زبان ساده و کاملا جمع و جور یاد بگیرید.

اصطلاحات اولیه فارکس

آموزش فارکس و مفاهیم آن برای فعالیت در بازار فارکس بسیار حائز اهمیت است؛ یکی از روش های اصلی حرفه ای شدن در بازار فارکس یادگیری و آموزش مفاهیم اولیه فارکس می باشد. اصلاً مگر امکان دارد بدون دانستن اصول اولیه فارکس در بازار فارکس فعالیتی کرد؟! البته که یادگیری تنها به تحلیل و بررسی و … ختم نخواهد شد و همان‌ طور که می‌ دانید، در بازارهای گوناگونل مثل بورس، فارکس و سایر بازارهای مالی، اصطلاحات و واژگانی وجود دارد که به منظور درک بهتر بازار و آنچه در آن رخ می دهد، شناخت و درک آن ها الزامی می باشد.

در کنار این با شناخت و درک اصول اولیه بازار فارکس ساده تر و سریع تر می توانید فعالیت های خود را در این بازار بین المللی انجام دهید. بعضی از تریدران و سهامداران بازار فارکس به علت عدم آشنایی با مفاهیم اولیه فارکس در زمان تجزیه و تحلیل اطلاعات اشتباه خواهند کرد و این امکان وجود دارد که در زمان خرید و فروش ارزهای مورد نظر خود، دچار خطای جبران ناپذیری شوند و برای همیشه فعالیت در این بازار سودده را کنار بگذارند، پس اینجا اهمیت آگاهی از مفاهیم اولیه فارکس خودش را نشان می دهد.

در صورتی که تمایل دارید در ارزهای دیجیتال مثل بیت کوین ، اتریوم و … سرمایه گذاری امن کنید و از امتیاز ۱۰ درصد تخفیف کارمزد در معاملات رمزارزها بهره مند شوید، میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام نمایید؛

بعضی اوقات نیز مشاهده می شود که عدم اطلاع کافی معامله گران از اصطلاحات اولیه فارکس ضرر و زیان آن ها را به همراه می آورد. توصیه کلی بر این است که قبل از آغاز فعالیت در هر زمینه‌ ای، تلاش کنید با اصطلاحات فارکس به زبان ساده آشنا شوید. هر مکانی، هر کاری و هر فعالیتی ادبیات خاص خود را دارد و بدون دانستن زبان و ادبیات قادر نیستید موفقیت پایداری به دست آورید. لذا باید گفت که یادگیری اصطلاحات و مفاهیم فارکس بسیار حائز اهمیت است، چرا که هر چه آگاهی و تسلط شما نسبت به مفاهیم و اصطلاحات بازار فارکس افزایش یابد، به نسبت در انجام معامله و سایر فعالیتهای فارکسی، موفقیت به مراتب بیشتری به دست خواهید آورد.

بدین منظور می توانید با استفاده از آموزش کامل اصطلاحات اولیه فارکس در این مطلب از سایت کد بورسی، به یک تریدر نسبتا حرفه ای تبدیل شوید و با آگاهی بیشتری برای ورود به این بازار بین المللی اقدام کنید. در نظر داشته باشید که مطمئنا آگاهی بیشتر و تسلط کامل به مفاهیم پایه فارکس تاثیر خودش را در روند معاملات و سوددهی شما خواهد گذاشت و می تواند عامل مؤثری در موفقیت شما محسوب شود. بررسی های انجام شده در این زمینه، ثابت کرده است که اکثر افراد موفق در بازار جهانی فارکس اطلاعات کاملی نسبت به مفاهیم و اصطلاحات فارکس دارند و مطابق با آن معاملات خود را پیش می برند. لذا اگر شما هم دوست دارید در این بازار جهانی فعالیت داشته باشید، می توانید با استفاده از مفاهیم اولیه در فارکس مثل یک معامله گر حرفه ای فعالیت خود را در بازار بین المللی فارکس آغاز کنید.

۱) بروکر یا کارگزاری

به منظور فعالیت در بازار جهانی بورس به‌ تنهایی امکان انجام معاملات را نخواهید داشت و معاملات شما به یک رابط به نام کارگزار وابسته است. در بازار فارکس هم به همین موضوع صادق است و همه معاملات با کمک واسطه‌ ای به نام کارگزار یا همان بروکر فارکس صورت می پذیرد. قبل از وارد شدن به این بازار بروکر موردنظر خود را شناسایی کنید و بعد از ثبت‌ نام و طی مراحلی می توانید برای انجام معاملات خود اقدام کنید. به عبارتی همیشه به منظور انجام معاملات در بستری امن و با اطمینان خاطر باید فرآیند معامله سهام را تحت نظر افراد و موسسات با تجربه پیش برد. لذا در این راستا بروکرهای بسیاری وجود دارند که با ارائه خدمات متفاوت بستری عالی برای معامله در این بازار بین المللی در اختیار کاربران و علاقه مندان قرار داده اند.

البته این را هم باید در نظر داشته باشید که با توجه به زمینه فعالیت، هدف و خواسته تریدرها و سهامداران فارکس، گزینه های گوناگونی برای انتخاب بروکر وجود دارد. شما هم به منظور انجام فعالیت در این بازار جهانی باید مطابق با نوع و مدت زمان فعالیت یک بروکر مناسب انتخاب کرده و به واسطه آن معاملات خود را در بازار فارکس را پیش ببرید. در مورد بروکر این را همواره در خاطر داشته باشید که یکی از پرکاربردترین اطلاحات و مفاهیم پایه فارکس به حساب می آید، به نحوی که در طول مدت زمان فعالیت و انجام معامله در فارکس، وجود یک بروکر الزامی می باشد و مطمئنا بدون یک رابط مطمئن و با تجربه انجام معاملات امکانپذیر نخواهد بود.

۲) جفت ارز و انواع آن

جفت ارز نیز یکی دیگر از مفاهیم اولیه و اصطلاحات مهم در بازار فارکس محسوب می شود. معاملات در این بازار به شکلی است که هر ارز در مقابل ارزی دیگر قیمت‌ گذاری و خرید و فروش می گردد. به این دو ارز متفاوت که در مقابل یک دیگر مورد معامله قرار می گیرند، جفت ارز گفته می شود.

برای مثال EUR/USD که یورو در مقابل دلار می باشد، یک جفت ارز محسوب می شود. به ارزی که در سمت چپ این نسبت قرار می‌ گیرد هم، ارز پایه گفته می شود. در این مثال یورو ارز پایه است. انواع جفت ارزها را می توان در سه دسته زیر قرار داد:

جفت ارزهای اصلی : در اهمیت اندازه لات جفت ارزهای اصلی، یکی از دو ارز موجود، دلار آمریکا است. این جفت ارزها، با توجه به نقشی که دلار در اقتصاد جهانی ایفا می کند، سهم حدود ۸۵ درصدی از معاملات روزانه در فارکس را در اختیار دارد. چند مورد از مهم ترین جفت ارزهای اصلی به شرح زیر می باشند:

  • EUR/USD : یورو/دلار آمریکا
  • GBP/USD : پوند/دلار آمریکا
  • USD/JPY : دلار آمریکا/ین ژاپن
  • USD/CAD : دلار آمریکا/دلار کانادا
  • NZD/USD : دلار نیوزلند/دلار آمریکا
  • AUD/USD : دلار استرالیا/دلار آمریکا
  • USD/CHF : دلار آمریکا/فرانک سوئیس

جفت ارزهای فرعی : به گروهی از جفت ارزها می گویند که شامل دلار آمریکا نیست. جالب است بدانید که ارزهای اصلی در این جفت ارزها، دلار استرالیا، دلار نیوزیلند، دلار کانادا، پوند، یورو، ین و فرانک سوئیس است. برای مثال مهم ترین جفت ارزهای فرعی به شرح زیر می باشند:

  • EUR/JPY : یورو/ین ژاپن
  • EUR/CAD : یورو/دلار کانادا
  • EUR/GBP : یورو/پوند انگلیس
  • CHF/JPY : فرانک سوئیس/ین ژاپن

جفت ارزهای غیر معمول : جفت ارزهایی که یک طرف آن، یکی از ارزهای کشورهای در حال توسعه مثل ترکیه، مکزیک و … و طرف دیگر، یک ارز اصلی به عنوان ارز پایه قرار دارد. مهم ترین جمله جفت ارزهای غیر معمول به شرح زیر هستند:

  • EUR/TRY : یورو/لیر ترکیه
  • JPY/NOK : ین ژاپن/کرون نروژ
  • USD/HKD : دلار آمریکا/دلار هنگ کنگ

۳) لوریج یا ضریب اهرم

لوریج یا ضریب اهرمی از آن مفاهیم پایه ای بازار فارکس به حساب می آید که تعریف های اشتباهی در مورد آن وجود دارد. میزان تغییر قیمت جفت ارزها در بازار در روز حدود ۱ درصد است و این امکان وجود دارد که سرمایه گذاران خرد علاقه ای به این بازار نداشته باشند، از همین روی مفهومی به نام اعتبار اهرمی یا Leverage ایجاد شده است.

در حقیقت با استفاده از اعتبار اهرمی، سرمایه گزار قادر است تا ۱۰۰۰ برابر سرمایه خود را مورد معامله قرار دهد، البته باید گفت که این رقم در بروکرهای گوناگون می تواند بین ۱۰ الی ۱۰۰۰ متغیر باشد و این عدد به وسیله شما قابلیت تنظیم دارد که البته همین امر ریسک شما را هم تا حدود زیادی بیشتر خواهد کرد. چنانچه در یک معامله ۱۰ پیپ سود کنید با حجم ۱ لات، چه لوریج شما ۱۰۰ باشد چه ۵۰۰ سود یکسانی به دست خواهید آورد و تفاوت در این است که امکان دارد با سرمایه کم و ضریب اهرمی کم نتوانید معامله ای به اندازه ۱ لات را در دستور کار خود قرار دهید (مفهوم پیپ و لات را در ادامه توضیح می دهیم).

۴) اسپرد

اسپرد، یکی دیگر از اصلی ترین اصطلاحات فارکس محسوب می شود که مفهوم آن را می‌ توان این طور توصیف کرد که برای هر جفت ارز در بازار فارکس، دو قیمت متفاوت وجود دارد. این اختلاف قیمت در بازار را اسپرد می گوییم که مشابه مفهوم کارمزد در بازار بورس ایران است.

در حقیقت اسپرد هزینه‌ ای است که تریدرها به منظور ورود به یک معامله پرداخت کرده و بروکرها هم به همین وسیله، درآمد خود را به دست می آورند. این را در نظر داشته باشید که پایین بودن میزان اسپرد، یکی از معیارهای مهم در انتخاب بروکر می باشد. می توان این طور گفت که هر اندازه میزان اسپرد یک بروکر کم تر باشد، استفاده از آن بروکر جذابیت بیشتری پیدا خواهد کرد، به این خاطر که دیگر مجبور به پرداخت رقم‌ های بالا، برای ورود به معاملات نخواهیم بود.

۵) پیپ یا همان pip

پیپ مخفف عبارت درصد در نقطه یا نقطه بهره قیمت یا همان price interest point می باشد و در حقیقت معیاری است که تغییر یک جفت ارز در بازار فارکس را نشان می دهد. لازم به ذکر است که پیپ کوچک‌ ترین مقداری است که ارز مظنه قادر به تغییر می باشد.

۶) مارجین

مارجین یکی از پرکاربردترین اصطلاحات بازار فارکس است که احتمالا زیاد آن را شنیده اید و به معنای میزان پولی است که در یک پوزیشن یا معامله درگیر می کنید. در حقیقت وقتی که شما حساب خود را شارژ کنید و یک اهرم انتخاب نمایید، بروکر اعتباری متناسب با اهرم یا لوریج انتخابی به حساب شما خواهد داد. به عنوان مثال اگر شما اهرم ۱:۱۰۰ را برای یک حساب ۲ هزار دلاری در نظر بگیرید، در این حالت قادرید ۲۰۰ هزار دلار در بازار معامله انجام دهید. حال چنانچه بخواهید تا ۰٫۰۱ لات، یورو به دلار آمریکا را خریداری کنید، با توجه به نرخ برابری این جفت ارز، ۲۰ دلار از حساب ما درگیر معامله می شود.

مفاهیم و اصطلاحات فارکس

در این حالت، به اصطلاح گفته می شود که مارجین حساب ما، ۲۰ دلار شده است. بنابراین این را در نظر داشته باشید که قبل از آغاز خرید و فروش های خود در بازار فارکس، مارجین حساب شما صفر است و وقتی که نخستین معامله خود را باز کردید، مارجین حساب با توجه به حجم معامله‌ ای که انجام دادید، اضافه شد. به عبارت دیگر می‌ توان این طور گفت که مارجین مقدار پولی است که در ازای انجام یک معامله در حساب ما بلوکه شده و توانایی معامله با آن قسمت از سرمایه خود را ندارید و مقدار آن هم با توجه به لوریج شما، قابل محاسبه است.

۷) سواپ

به صورت کلی وقتی که ما سهمی را مورد معامله قرار می دهیم، در حال معامله با بروکر هستیم. به این منظور که این معاملات معتبر باشد، نیاز است تا بروکر به همان میزان اعتباری که به ما می فروشند، خود دارای اعتبار باشد. از آن جایی که حجم معاملات روزانه در بازار فارکس بیشتر از مقداری است که یک بروکر می تواند به همان مقدار در حساب خود داشته باشد، به همین خاطر بروکرها با بانک‌ ها قرارداد می بندند.

به بیان دیگر بروکرها به وسیله بانک ها برای تامین اعتبارات مورد نیاز خود اقدام می کنند و به اهمیت اندازه لات نوعی وام دریافت می کنند. بانک، بروکرها را ملزم می کند تا در پایان هر روز، وجوه دریافتی را تسویه کنند. حال اگر معاملات شما بیشتر از ۲۴ ساعت باز باشد، ملزم به پرداخت بهره آن به بانک هستید. به این بهره پرداختی، به اصطلاح سواپ می گویند.

۸) لات

به معیار اندازه‌ گیری حجم معاملات در بازار فارکس لات گفته می شود. به صورت استاندارد، هر لات معادل ۱۰۰ هزار واحد دلار آمریکا می باشد. با توجه به این موضوع که یک لات برای بسیاری از معامله‌ گران این بازار رقم زیادی به حساب می آید، به همین خاطر لات را به ۱۰۰ بخش تقسیم بندی کردند. حال کوچک ترین حجمی که یک معامله گر قادر است انتخاب کند، حداقل ۰٫۰۱ لات است.

لات را به نوعی می‌ توان معیاری مهم در امر مدیریت سرمایه و ریسک دانست. در حقیقت این مفهوم به ملاکی تبدیل شده که معامله گران میزان سرمایه ورودی، میزان سود یا زیان و … خود را مطابق با آن محاسبه می نمایند. حال به این منظور که بتوانیم سرمایه خود را به خوبی مدیریت نماییم، لازم است تا در معاملات خود، از مقدار لات استاندارد بهره بگیریم. به منظور تعیین این میزان کافی است تا میزان سرمایه خود را بر عدد ۱۰ هزار تقسیم نماییم.

۹) حد سود

حد سود اصطلاحی است که به منظور بستن سفارش به شکل اتوماتیک مورد استفاده قرار می گیرد، با این فرق که در حد سود، شما به نوعی برای معاملات خود هدف در نظر گرفته اید و با رسیدن به محدوده مورد نظر، برای خروج از معامله اقدام خواهید کرد. این کار، ریسک معاملات شما را تا حدود زیادی کم می کند. در حقیقت معامله گران هدف خود را قبل از ورود به معاملات و منطبق با تحلیل‌ های خود مشخص می نمایند.

تعیین حد سود هم به نوعی پایبندی و اعتماد تریدر به تحلیل‌ ها و برنامه‌ های خودش است. در این راستا توصیه داریم بعد مشخص کردن حد سود، مگر در شرایط خاص، آن را جابجا نکنید. همچنین قادرید حد سود خود را در چند مرحله و با درصد تعیین کنید تا در هر مرحله، درصدی از خرید خود را با سود خارج کنید.

۱۰) حد ضرر یا همان Stop Loss

حد ضرر یا همان استاپ لاس را می‌ توان تعیین بازه ای از قیمت دانست که معامله گر به منظور بسته شدن معاملات زیان‌ ده، تعیین می کند. در حقیقت تریدرها بعد از باز کرد یک پوزیشن، محدوده‌ ای را در نظر می گیرند که چنانچه قیمت به آن حد رسید، معامله آن ها به صورت اتوماتیک بسته شود.

با این کار از ضررهای بیشتر جلوگیری به عمل خواهد آمد. با توجه به این که امکان دارد در شرایط نوسانی بازار، بستن معاملات به شکل دستی امکان پذیر نباشد، به همین خاطر نیاز است تا حتما حد ضرر را از قبل مشخص کنید. این را در نظر داشته باشید که حد ضرر در معاملات خرید، پایین‌ تر از قیمت فعلی و در معاملات فروش، بیشتر از قیمت فعلی است.

همان طور که قول داده بودیم، در این مطلب ۱۰ تا از مهم ترین اصطلاحات اولیه فارکس را به زبان ساده به شما آموزش دادیم.

همچنین اگر دوست دارید بدانید بیت کوین یا فارکس برای سرمایه گذاری و ترید مناسب تر است، حتما این مطلب را مطالعه کنید.

حال که مفاهیم اولیه بازار فارکس را می دانید، فکر می کنید برای آغاز فعالیت اهمیت اندازه لات در بازار فارکس آماده اید؟

مفاهیم پایه در بازار فارکس چیست؟ – بخش اول

در این درس از دوره عمومی آموزش فارکس مفاهیم زیر آموزش داده می شود:

آشنایی با ایزو کدها ISO و نمادها در بازار فارکس (بازار ارز)

نمادها علامت های اختصاری هستند که سازمان استاندارد جهانی (ISO) برای ارزها، شاخص ها و کالاهای اساسی معین نموده است. این نماد ها معمولا سه حرفی هستند. در بازار فارکس، معمولا در نام اختصاری ارزها دو حرف اول نماد علامت اختصاری کشور مربوطه و حرف سوم نماد یا حرف اول ارز مربوطه می باشد.

  • دلار ایالات متحده امریکا United States Dollar USD
  • یورو اتحادیه اروپا European Union Euro EUR
  • ین ژاپن Japanese Yen JPY
  • پوند انگلستان Pound Sterling GBP
  • فرانک سوئیس Swiss Franc CHF
  • دلار استرالیا Australian Dollar AUD
  • دلار کانادا Canadian Dollar CAD
  • یک اونس طلا Gold ounce XAU
  • یک اونس نقره Silver ounce XAG
  • این ویدئو را مشاهده کنید: کدها و نماد ها در بازار فارکس مشاهده در آپارات

آشنایی با مفهوم جفت ارز در بازار فارکس (Currency Pairs)

همواره ارزش یا قیمت هر ارز در بازار فارکس با ارز دیگری تعیین می شود. به عنوان مثال ارزش یورو باید بر اساس ارز دیگری بیان شود، قیمت یورو در مقابل دلار (یعنی هر یک یورو چه میزان برابری نسبت به دلار ارزش دارد) قیمت یورو در مقابل پوند( برای هر یک یورو چه مقدار پوند باید پرداخت شود). از اینرو در بازار فارکس با جفت ارزها سر و کار خواهیم داشت. جفت ارزها با نماد اختصاری (ISO) دو ارز مشخص می شوند مانند:
EUR/USD (میزان برابری یورو در مقابل دلار)
GBP/USD (میزان برابری پوند در مقابل دلار)
USD/CHF (میزان برابری دلار در مقابل فرانک سویس)
USD/JPY (میزان برابری دلار در مقابل ین ژاپن)
چهار جفت ارز فوق را جفت ارزهای اصلی (Major Currency) می گویند و در صورتی که در یک جفت ارز دلار ایالات متحده وجود نداشته باشد آن را ارز متقاطع (Cross Rate) می نامند. مانند: EUR/JPY- GBP/CHF- AUD/CAD
در یک جفت ارز، ارز اول را ارز پایه (Base Currency) و ارز دوم را ارز متقابل (Counter Currency) می نامند. این ترتیب از آنجا حائز اهمیت است که نرخ یک واحد از ارز پایه را بر اساس ارز متقابل بیان می کنند. بعنوان مثال اگر نرخ خرید جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۴۳۲۸ باشد بدین معنی است که هر یک یورو، ۱٫۴۳۲۸ دلار می ارزد و برای خرید یک یورو باید ۱٫۴۳۲۸ دلار بپردازیم.
این ویدئو را مشاهده کنید: بخش اول مفهوم جفت ارز و خرید و فروش ارز در بازار فارکس (مشاهده در آپارات)
این ویدئو را مشاهده کنید: بخش دوم مفهوم جفت ارز و خرید و فروش ارز در بازار فارکس (مشاهده در آپارات)
این ویدئو را مشاهده کنید: ارزهای اصلی و ارزهای فرعی. (مشاهده در آپارات)

آشنایی با واحد سنجش تغییرات جفت ارزها (PIPs, Points)

به علت حجم بالای معاملات در فارکس (بازار تبادلات ارزی) معمولا نرخ برابری ارزها تا پنج رقم صحیح و اعشار محاسبه می شوند. در اغلب موارد، در ارزهای اصلی به جز ین ژاپن برابری ارزها به شکل یک رقم صحیح و چهار رقم اعشار آورده می شوند. در جفت ارزهایی که نرخ برابری آنها تا چهار رقم اعشار محاسبه می شود، به رقم چهارم بعد از اعشار پیپ (Pips) یا (Point) می گویند.

مثلا اگر قیمت یورو به دلار از ۱٫۳۳۸۲ به ۱٫۳۳۸۴ برسد، می گوییم ۲ پیپ افزایش یافته است. به عنوان یک مثال دیگر اگر قیمت پوند به دلار از ۱٫۸۸۵۵ به ۱٫۸۷۵۷ برسد می گوییم نرخ برابری پوند به دلار ، ۹۸ پیپ کاهش یافته است.

در جفت ارزهایی که شامل ین ژاپن هستند(و طبق آنچه گفته شد تا دو رقم اعشار محاسبه می شوند) رقم دوم بعد از اعشار را پیپ یا پوینت می نامیم.

به عنوان مثال اگر قیمت GBP/JPY از ۱۸۸٫۹۹ به ۱۸۸٫۸۸ برسد می گوییم ۱۱ پیپ افزایش یافته است.

  • این ویدئو را مشاهده کنید: واحد سنجش تغییرات و نوسانات نرخ ارز.در بازار فارکس (مشاهده در آپارات)

آشنایی با مفهوم اسپرد (Spread) و قیمت خرید و فروش (Bid & Ask)

در بازار فارکس، برای هر جفت ارز در هر لحظه دو قیمت متفاوت وجود دارد. یکی قیمتی است که شما می توانید در آن قیمت خرید انجام دهید (این نرخ را Ask می گویند) و دیگری قیمتی است که شما می توانید در ان قیمت فروش انجام دهید (این قیمت را Bid می گویند) تفاوت این دو قیمت را اسپرد (Spread) می نامیم.
مثلا در نرم افزار معاملاتی به EUR/USD نگاه کنید، خواهید دید: Ask1.4703 و Bid1.4701 بدین معنی که قیمت خرید جفت ارز یورو به دلار برای شما ۱٫۴۷۰۳ و قیمت فروش این جفت ارز برای شما ۱٫۴۷۰۱ می باشد. تفاوت این نرخ ها معمولا در یک کارگزار مقدار ثابتی است. مثلا در این مثال اسپرد EUR/USD دو پوینت یا دو پیپ می باشد.
اسپرد در واقع هزینه ای است که معامله گر برای انجام معامله خود می پردازد. همانطور که ملاحظه می کنید، نسبت به حجم معامله عدد بسیار کوچکی خواهد بود.
این ویدئو را مشاهده کنید: اسپرد و نرخ های خرید و فروش (مشاهده در آپارات)اهمیت اندازه لات

آشنایی با تعریف لوریج (Leverage) اهرم افزایش سرمایه

از آنجا که تغییر نرخ برابری ارزها در بازار فارکس، روزانه در حدود یک درصد می باشد، ممکن است معامله گران و سرمایه گزاران شخصی و خرده پا رغبتی به معامله در بازار فارکس نداشته باشند. چرا که اگر بتوانند با انجام معامله مناسب در زمان مناسب کل این تغییر نرخ را به نفع خود داشته باشند نیز در روز حداکثر یک درصد سود خواهند داشت که برای سرمایه های کوچک رقم بسیار ناچیزی خواهد شد. از این رو در بازار مبادلات ارز مفهومی به نام اعتبار اهرمی یا Leverage مطرح می گردد.

با استفاده از اعتبار اهرمی، سرمایه گزار می تواند تا ۱۰۰ برابر سرمایه خود وارد معامله شود (این رقم می تواند بسته به کارگزار شما بین ۵۰ تا ۵۰۰ متغیر باشد) به عنوان مثال معامله گری که ۱۰۰۰۰ دلار سرمایه در اختیار دارد، می تواند تا ۱۰۰۰۰۰۰ دلار معامله انجام دهد. بنابراین اگر در یک معامله ۱۰۰۰۰۰۰ دلاری، بتواند یک دهم نوسان روزانه یک جفت ارز را شکار کند، یعنی ۰٫۱ درصد، ۱۰۰۰ دلار سود عاید وی خواهد شد که برابر ۱۰ درصد سرمایه اولیه وی می باشد. به این معنی که با در اختیار داشتن ۱۰۰۰۰ دلار، یک معامله یک میلیون دلار را آغاز می کند. در اینجا معامله گر صاحب یک معامله یک میلیون دلاری است، هر چقدر که این معامله سود ایجاد کند متعلق به وی خواهد بود ولی اگر این معامله به ضرر منجر شود، ضرر معامله یک میلیون دلاری از ۱۰۰۰۰ دلار وی کاسته می شود تا جایی که ممکن است ضرر این معامله به اندازه کل ۱۰۰۰۰ دلار سرمایه برسد. در چنین وضعیتی، معامله به طور خودکار از طرف کارگزار بسته می شود. همانطور که مشاهده می کنید، اعتبار اهرمی یا Leverage مانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند. هم می تواند سودهای معامله گر را صدها برابر کند و هم منجر به ضرر او شود. مفاهیم مربوط به لوریج و مارجین در قسمت بعد تحت عنوان مفاهیم پایه در بازار فارکس چیست؟ (بخش دوم) به طور کامل و مفصل با ذکر مثال شرح داده شده است.

آشنایی با لات – Amount، Lot واحد اندازه گیری حجم معاملات

Contract Size اندازه حجم قرارداد یک معامله در بازار مبادلات ارز می باشد. اندازه قراردادها با واژه هایی مانند لات Amount یا Lot سنجیده می شود. در Amount حجم معامله به ارز پایه یا ارز اصلی سنجیده میشود و Lot واحد اندازه گیری حجم معامله می باشد در بیشتر قراردادها هر لات برابر با ۱۰۰۰۰۰ واحد ارز پایه است. ۱۰۰۰۰۰ واحد ارز پایه= Lot 1 = K Amount100

اندازه اغلب معاملات مضربی از ۱۰۰۰۰۰ واحد محاسبه می شود.

۱۰۰۰۰ واحد ارز پایه= Lot 0.1 = K Amount10

  • این ویدئو را مشاهده کنید: واحد اندازه گیری حجم معاملات (مشاهده در آپارات)

اصول انجام محاسبه سود و زیان

محاسبه سود و زیان معامله ای از یک جفت ارز بر اساس ارز دوم (Counter Currency) انجام می شود.

نحوه محاسبه سود و زیان تغییرات قیمت بر اساس ارز دوم

(Profit or Loss= (Sell Price – Buy Price) * (Amount

مثال: معامله گری جفت ارز یورو به دلار آمریکا را با اعتبار نیم لات در قیمت ۱٫۲۷۴۴ فروخته و در قیمت ۱٫۲۷۱۷ خرید انجام داده است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر محاسبه می شود.

Buy Price= 1.2717

Sell Price= 1.2744

Contract Size= 0.5 Lot or 50K

Profit or Loss = (1.2744 – ۱٫۲۷۱۷) * ۵۰۰۰۰= ۱۳۵$

این معامله ۱۳۵ دلار سود داشته است.

از آنجا که ارز مبنا اغلب حساب های معاملاتی در بازار فارکس به دلار می باشد معامله گران ترجیح می دهند سود و زیان معامله ایشان به دلار محاسبه گردد. روش محاسبه ای که در بالا ذکر شد سود و زیان بر مبنای ارز دوم (Counter Currency) محاسبه می شود. در صورتی که ارز دوم دلار نباشد یک مرحله عملیات تقسیم قیمت لحظه خروج معامله به دلار نیز محاسبه می گردد.

(Profit or Loss=((Sell Price – Buy Price)/Closing Price)* (Amount

قیمت خروجی (Closing Price) قیمتی است که فارغ از نوع فرمان اولیه خرید یا فروش، معامله در این قیمت پایان می یابد. در صورتی که در ابتدا اقدام به خرید کرده باشیم قیمت خروجی قیمت فروش می باشد و در صورتی که در ابتدا اقدام به فروش کرده باشیم قیمت خروجی قیمت خرید می باشد. در انتها، محاسبه ما تقسیم بر این قیمت خروجی می شود تا سود و زیان معامله به ارز اول سنجیده شود.

مثال: معامله گری جفت ارز دلار آمریکا به ین ژاپن را با اعتبار ۲Lot ابتدا در قیمت ۱۰۶٫۸۹ خریده و در قیمت ۱۰۷٫۱۰ فروخته است سود یا زیان این معامله به شیوه زیر حساب می شود.

Buy Price= 106.89 (Opening Price)

Sell Price= 107.10 (Closing Price)

Contract Size= 2 lot or 200K

Profit or Loss= ((107.10 – ۱۰۶٫۸۹)/۱۰۷٫۱۰) * ۲۰۰۰۰۰= ۳۹۲٫۱۶$

این معامله ۳۹۲٫۱۶ دلار سود داشته است.

  • این ویدئو را مشاهده کنید: محاسبه سود و ضرر (مشاهده در آپارات)

آشنایی با مفهوم بهره شبانه (سواپ – Swap) و نحوه محاسبه در معاملات

از آنجا که اغلب معاملات در بازار ارز (فارکس) در شبکه بانکی انجام می شود و واسطه سرمایه گذاران با بانک ها در قالب موارد بروکر (کارگزاران) می باشند. کارگزاران به علت اینکه نرخ بهره در کشورهای مختلف نزد بانک ها متفاوت می باشد بر اساس ساعت مشخص خویش ما به تفاوت نرخ بهره معاملات باز مشتریان را محاسبه و نرخ بهره آنرا در سود و زیان معامله لحاظ می کنند. بروکرهایی نیز وجود دارند که در زمان بازگشایی حساب به مشتریان اطلاع می دهند سیستم آنها بر مبنای کسر مبلغی معین به ازای هر لات معامله بعد از پایان روز کاری می باشد. مفهوم بهره شبانه در معاملات اسپات (لحظه ای) که کمتر از دو روز کاری معاملات باز می باشند کاربرد زیادی ندارد ولی در صورتی که قصد سوداگری با معاملات بلند مدت را دارید حتما از روش محاسبه بهره شبانه کارگزار و نرخ های بهره کشورهای مختلف آگاهی داشته باشید.

  • این ویدئو را مشاهده کنید: مفهوم سواپ یا نرخ بهره شبانه. (مشاهده در آپارات)

آشنایی با انواع دستورات

هر نوع معامله در بازار فارکس با مشخص شدن چهار شاخص دستوری انجام می پذیرد:
نوع جفت ارز
حجم معامله
تعیین دستور خرید یا فروش
قیمت ورودی

معاملات در بازار فارکس به دو شکل کلی انجام می پذیرد:
Market Order
Pending Order

آشنایی با Market Orders

سفارش و دستوری که معامله گر به صورت دستی و لحظه ای بر اساس نرخ های موجود ارائه شده وارد بازار می شود. دستوراتی که برای کارگزار دارای چهار شاخص بالا باشد دستورات لحظه ای ورود به بازار نامگذاری می شود. این دستورات توافق مشتری با نرخ لحظه ای ارائه شده کارگزار را برای ورود به معامله جدید نشان می دهد.

آشنایی با Pending Order

سفارش و دستوری که بر اساس قیمت حال حاضر بازار تعیین نشود بلکه بر اساس تغییرات قیمت دستور ورود به بازار تنظیم گردد دستورات معلق نامیده می شود. به عنوان مثال اگر قیمت جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۴۳۲۸ باشد، معامله گر می تواند یک دستور به کارگزار ارسال کند که اگر قیمت به ۱٫۴۴۲۱ رسید، خرید یا فروشی برای وی انجام دهد. دستورات معلق نسبت به دستورات بازاری دارای یک پارامتر اضافی یعنی زمان می باشد. در زیر دو نمونه از این دستورات بسته به جهت و قیمت توضیح داده می شود.

۱- (GTC (Good till cancelled دستوری که تا زمانی که معامله گر آن را باطل نکند در بازار آماده فعال شدن باقی می ماند.

۲- (GFD (Good for day دستوری که تا پایان همان روز کاری اعمال دستور آماده باقی می ماند و در صورت اتمام روز کاری دستور غیر فعال می شود. اتمام روز، ساعت توافقی کارگزار می باشد که از قبل به اطلاع سرمایه گذار رسیده است. اغلب کارگزاران ساعت ۲۴ گرینویچ را پایان روز کاری خود قرار می دهند و دستورات GFD در صورت فعال نشدن در این ساعت ابطال می شود.

انواع Pending Order غیر از مبحث زمان فعال سازی به قیمت فعال اهمیت اندازه لات سازی دستور نیز وابستگی دارند و از این لحاظ به چهار دسته تقسیم می شوند.

A) Buy Limit) دستور بای لیمیت دستوری است که سفارش خرید در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را پایین تر از قیمت فعلی بازار پیش بینی می کند.

B) Sell Limit) دستورسل لیمیت دستوری است که سفارش فروش در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار گذاشته می شود. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را بالاتر از قیمت فعلی بازار پیش بینی میکند.

C) Buy Stop) دستور بای استاپ دستوری است که سفارش خرید را در قیمتی بالاتر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند صعودی را بالاتر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.

D) Sell Stop) دستور سل استاپ دستوری است که سفارش فروش را در قیمتی پایین تر از قیمت جاری بازار قرار می دهد. این دستور زمانی استفاده می شود که معامله گر آغاز روند نزولی را پایین تر از قیمت فعلی بازار، پیش بینی می کند.

آشنایی با سایر دستورات معاملاتی

غیر از انواع دستوراتی که برای ورود به معاملات نزد کارگزار قابل تعریف می باشد دستورات دیگری نیز وجود دارند که از جنبه های مختلف مدل معاملات را برای کارگزار مشخص می کند. از مهمترین این دستورات که برای معاملات فعال و باز تعریف می شود (تیک پرافیت و استاپ لاس) Stop Loss و Take Profit هستند.

Stop Loss یا استاپ لاس از خانواده دستورات استاپ می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد ضرر شد در چه قیمتی کارگزار معامله را با زیان متوقف کند.

Take Profit یا تیک پرافیت دستوری از خانواده دستورات لیمیت می باشد. این دستور برای کارگزار مشخص می کند در صورتی که معامله وارد سود شد کارگزار معامله را با چه میزان سود به پایان برساند.

با اینکه دستورات دیگری نیز بین کارگزاران یا شبکه بانکی وجود دارد به علت عمومیت نداشتن فعلا به ذکر همین نمونه ها بسنده می کنیم.

  • این ویدئو را مشاهده کنید: انواع دستورات. (مشاهده در آپارات)

آشنایی با روش های بررسی بازارهای مالی

بطور کلی سوداگران(معامله اهمیت اندازه لات گران) از سه روش پایه برای تحلیل و پیش بینی بازار استفاده می کنند.

الف: Technical Analysis (تحلیل تکنیکال) تکنیکالیست ها افرادی هستند که از مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودارها با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها استفاده می کنند. آنها عقیده دارند هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیرگذار باشد عینا در قیمت فعلی لحاظ شده است. تکنیکالیست ها بر پایه سه نظریه پایه به تجزیه و تحلیل بازار می پردازند:

– تغییر قیمت ها هدفمند می باشد

– قیمت ها بر اساس روند ها حرکت می کنند

– در مورد قیمت، تاریخ تکرار می شود

ب: Fundamental Analysis (تحلیل فاندامنتال) فاندامنتالیست ها، سوداگرانی هستند که بر اساس متغیرهای سیاسی، واقعیت های اقتصاد بین الملل و وضعیت اقتصاد داخلی با تفسیر بنیادی در جستجوی انگیزه ها و دلایل حرکت نرخ های مبادله ارزی می باشند.

ج: Technical & Fundamental Analysis (تحلیل تکنیکال و فاندامنتال) سوداگرانی که با ترکیب و تجزیه تحلیل عوامل تکنیکال و فاندامنتال به تفسیر و پیش بینی آینده قیمت در بازار می پردازند. روش این دسته از سوداگران بیش از آنکه وابسته به هر کدام از دو دسته بالا باشد بر اساس تجربه و ترکیب عوامل گوناگون تغییرات قیمت و عوامل بنیادی می باشد.

تجربیات من در تجارت در بازارهای جهانی ارز و طلا و.

مزایای فارکس - چرا هنوز نباید از فارکس ناامید شد؟

فارکس بدون واسطه است. داد و ستد فارکس سبب حذف واسطه ها میشود و به شما امکان میدهد تا به طور مستقیم با بازاری که قیمت یک جفت ارز خاص را تعیین میکند معامله کنید.یک شرکت فارکس در این میان تنها نقش فراهم کننده را ایفا میکند و بدین وسیله یک کمیسیون بسیار ناچیز از هر دادو ستدی که بوسیله آن انجام میشود دریافت میکند.

عدم وجود "لات" ثابت در بازار فارکس مزیت دیگر فارکس است. در بازارهای آتی (فیوچرز)، اندازه لات یا قرارداد توسط بورسها تعیین میشود. به عنوان مثال مقداراستاندارد برای قرردادهای آتی نقره 5000 اونس است. در فارکس ، شما اندازه لات را جهت انجام معاملات تعیین میکنید. این امر به معامله گران امکان میدهد که حتی با حساب کوچک با موجودی 100 دلار شرکت کنند شرکت کنند

فارکس یک بازار است که میتوانید در خانه و بوسیله یک کامپیوتر در آن کار کنید . نه احتیاج به سرمایه گذاری زیاد دارد و نه استخدام کارمند و نه تبلیغات و نه پرداخت پول به دارایی . شما تنها به وسیله کامپیوتر ویک حساب فارکس و اینترنت با ارزها سروکله میزنید . نه احتیاج به تبلیغات دارید . نه احتیاج به سروکله زدن با مشتری دارید . نه اجاره ای پرداخت میکنید . نه نگران رقابت با بقیه همکاران خود در بازار هستید . حتی شما نگران رقابت در بازار فارکس نیستید چون در حقیقت شما با کسی در این بازار رقابت نمیکنید .

فارکس یک بازار بیست و چهارساعته است، این شبکه ی بین بانکی چون از کشورهای مختلفی استفاده میکند، درتمام شبانه روزقابلیت اجرا را دارد و شما در تمامی ساعات روز و شب می توانید اقدام به معامله کنید

در فارکس میتوانید با موبایل خود مبادله انجام دهید. برخلاف بسیار دیگر بازارها٬ هز شرکت فارکس به شما اجازه میدهد با استفاده از حساب فارکس و دانلود متاتریدر برای موبایل خود٬ تجارت خود را در هرجا و مکانی انجام دهید. شما تنها نرم افزار متاتریدر۴ را برروی موبایل خود نصب کرده و با اتصال ان به حساب فارکس خود٬ کلیه کارهای تجاری را همانند کامپیوتررو میزی خود با موبایلتان انجام میدهید

قدرت نقد شوندگی بالا از دیگر عوامل برتری فارکس بر سایر بازارهاست. بدلیل وجود فروشنده و خریدار همیشگی در این بازارفرد میتواند در کسری از ثانیه هرحجمی را که مدنظر دارد بخرد یا بفروشد. معاملات در دو جهت انجام می شود، بدین صورت که فردهم می تواند اقدام به خرید کند و از بالا رفتن آن سود کسب کند و هم اقدام بفروش کند واز پایین آمدن قیمت استفاده کند که در بازارهای معمولی این امر امکانپذیر نیست و فرد از خرید میتواند استفاده کند، اما در این بازارها بدلیل دوجهته بودن قابلیت سودگیری در دو جهت وجود دارد

بررسی دقیق نمودارهای فارکس: سطوح حمایت و مقاومت

دو مفهوم دیگر از مفاهمی بسیار مهم در بازار فارکس و بطور کلی بازارهای مالی٬ سطوح حمایت و مقاومت میباشند که شما به عنوان یک تاجر بازار٬ در هر شرکت فارکس و حساب فارکس با هر بروکری آنها را خواهید یافت. افراد مختلف ایده‌های خاص خود برای تشخیص مناطق حمایت و مقاومت را دارند. پس در ابتدا به مسائل پایه‌ای می‌پردازیم. به تصویر زیر توجه فرمایید:

همان‌طور که مشاهده می‌شود، روند زیگزاگی که به سمت بالا در حرکت است یک وضعیت صعودی را برای قیمت نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، هر قله نقش یک سطح مقاومتی را ایفا می‌کند و قیمت برای حفظ روند صعودی خود، هر بار باید مقاومت قبلی را به سمت بالا بشکند.

اما بازار هرگز از نوسان جدا نیست. به عبارت دیگر همیشه صعود و نزول را در امتداد زمانیِ همدیگر داریم و فقط در مواقعی محدود و موقتی، یک نمودار حالت عمودی پیدا می‌کند. بنابراین پس از هر صعود، قیمت به پایین نیز حرکتی خواهد کرد و مناطق سبز رنگ را به عنوان حمایت ثبت می‌کند.

عکس این مورد، درباره روند نزولی صدق می‌کند؛ یعنی در یک روند نزولی هر کف، یک سطح مقاومتی را نشان می‌دهد و هر سقف یک سطح حمایتی را.

در اصل ماهیت هر دوی این سطوح «مقاومت در برابر قیمت» است ولی در هر روند، سطوحی که در برابر روند قرار می‌گیرند مقاومت به حساب می‌آیند و سطوحی که در موقعیت پشتیبانی از روند قرار می‌گیرند، حمایت نامیده می‌شوند. البته به طور عام، به سد در برابر صعود «مقاومت» گفته می‌شود و به سد در برابر نزول «حمایت».

نحوه تشخیص حمایت و مقاومت

نکته‌ای که باید به آن دقت داشت این است که بسیاری افراد، حمایت یا مقاومت را «خط» می‌پندارند حال آنکه این مفاهیم خیلی مواقع در قالب «مناطق دارای عمق» نیز در نمودار آشکار می‌شوند. به تصویر زیر دقت کنید:

همان طور که پیدا است سایه‌های پایینی ۳ شمع، خط افقی حمایت را شکسته‌اند ولی با این حال قیمت تا لحظه ثبت شده در نمودار بالا، قادر به عبور از سد نشده. بنابراین حمایت مورد نظر محدود به خط چشمی نمی‌شود و دارای عمق است.

اما چنین سطوح یا مناطقی چطور تشخیص داده می‌شوند؟ یکی از رایج‌ترین روش‌های تشخیص حمایت و مقاومت، تشخیص چشمی است. در این روش با نگاه کردن به سطوحی که قیمت دو، سه یا چند بار با فاصله زمانی نسبت به آنها واکنش نشان داده پی به وجود یک منطقه از نوع حمایت یا مقاومت می‌بریم.

روش‌های فنی دیگری برای پیش‌بینی کردن مناطق حمایت و مقاومت بالقوه وجود دارد که در درس‌های بعدی به آنها خواهیم پرداخت ولی نکته مهم این است که موثق‌ترین نوع تشخیص، همچنان تشخیص چشمی خواهد بود.

درجه اهمیت خطوط حمایت یا مقاومت

تشخیص درجه اهمیت سطوح به روش چشمی، چندان پیچیده نیست و می‌توان نکته‌های مهم زیر را برای آن بر شمرد:

۱. تعداد دفعات برخورد : هر چه تعداد عکس‌العمل‌های قیمت به یک سطح بیشتر باشد، درجه اهمیت آن سطح بالاتر می‌رود. به عنوان مثال سطحی که قیمت ۳ بار به آن عکس‌العمل نشان داده موثق‌تر از سطحی است که یک بار قیمت با برخورد به آن برگشت کرده.

۲. مدت زمان ماندگاری: یک منطقه‌ مقاومتی یا حمایتی که ۳ ماه در مقابل عبور قیمت پایداری کرده از منطقه‌ای که تنها ۲ روز از ایجاد آن می‌گذرد، مهم‌تر است.

۳. وقوع در تایم فریم‌ها بالاتر: بسیاری از مناطق حمایتی یا مقاومتی که در تایم فریم‌های پایین واقع شده‌اند، در تایم فریم‌های بالاتر حتی اثری از آنها دیده نمی‌شود زیرا در دل یک شمع یا میله بزرگتر قرار دارند و قابل تشخیص نیستند. اما هر چه تایم فریم وقوع چنین مناطقی بزرگتر باشد (تایم‌فریم‌های روزانه و هفتگی بسیار مهم هستند) حمایت یا مقاومت مورد نظر اهمیت بالاتری پیدا می‌کند.

۴. وقوع در نزدیکی سطوح روانی: برخی سطوح به خاطر رُند بودن و یا مورد انتظار بودن برای لمس توسط قیمت، اهمیت بالاتری دارند.

در تصویر زیر چند نمونه از حمایت و مقاومت دارای اهمیت نسبی مشخص شده:

شکسته شدن حمایت یا مقاومت

به یاد داشته باشید که شکسته شدن یک سطح یا منطقه مقاومتی (یا حمایتی) توسط یک شمع یا یک میله به سادگی قابل مشاهده است ولی این به معنای از بین رفتن مقاومت (حمایت) مذکور و تضمین حرکت قیمت در جهت مورد نظر نیست. به تصویر زیر دقت کنید:

در شرایطی مثل رویداد فوق، قیمت پس از شکستن حمایت اول به سادگی یک حمایت دیگر در ورای آن ثبت کرده و این بدان معنا است که یک منطقه حمایتی جدید بین این دو سطح شکل گرفته و در آینده نقش خود را در قبال قیمت ایفا خواهد کرد.

در چنین شرایطی، ما با یک شکست غلط روبرو هستیم یا به عبارت دیگر با تشکیل یک سطح مقاومتی یا حمایتی جدید، که در پیوند با سطح قبلی یک منطقه دارای عمق را تشکیل می‌دهد. به نمونه‌های آمده در تصویر زیر توجه نمایید:

تکنیک تعویض نقش

فهمیدیم که تشخیص شکست شدن یک سطح مقاومتی یا حمایتی کار چندان آسانی نیست. اما برای راحت‌تر شدن این امر می‌توان با در نظر داشتن مفهومی به نام «تعویض نقش» به شکسته شدن سطوح حمایت یا مقاومت توجه کرد.

«تعویض نقش» به این معنا است که به عنوان مثال، یک خط مقاومت بعد از شکسته شدن می‌تواند به یک خط حمایت تبدیل شود، و بالعکس. به این صورت که بعد از شکسته شدن، قیمت به سمت آن بر می‌گردد و با لمس آن و نشان دادن عکس العمل بازگشتی، تعویض نقش آن را تایید می‌کند و سپس به مسیر خود در جهت شکستی که اتفاق افتاده ادامه می‌دهد. در چنین شرایطی موقعیت‌های معاملاتی بهتری اهمیت اندازه لات در دسترس معامله‌گران قرار می‌گیرد.

همان‌طور که می‌بینید با تکیه بر این تکنیک و کمی صبر می‌توان از صحت شکست یک خط حمایت یا مقاومت مطمئن شد. البته، تعویض نقش تنها یک بار می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و چنانچه خط دوباره شکسته شود، آن را کلا از روی نمودار حذف می‌کنیم.

اهمیت علم ریاضی، منحنی افت سرمایه و نسبت سود به زیان

با استفاده از علم ریاضی و پیش‌بینی بر اساس احتمالات، می‌توان مدیریت سرمایه و ریسک را به خوبی در سیستم معاملاتی حساب فارکس خود جای داد. اساس فارکس در شرط بندی بر روی تغییر قیمت ها هست. پس اگاهی به اصول احتمالات ومبانی ریاضیات نقش مهمی را در موفقیت در این بازار ایفا خواهند کرد. شرکت فارکس و معاملات انلاین٬ با خرید فید تغییر قیمتها از شرکتهای بزرگی مانند بلومبرگ و امثالشان٬ اجازه پیدا میکنند که بصورت خرده فروشی(retail) این فید را برای استفاده عموم عرضه کنند. سپس این فید ها را در سیستم خودشان استفاده کرده و برای خریدو فروش- در واقع شرطبندی بر روی تغییر قیمت- ارایه میکنند. شما هم به عنوان یک تاجر خرده پا در واقع برروی تغییر این قیمتها در یک فاصله زمانی شرط میبندید. اگر درست حدس بزنید-البته فقط حدس کافی نیست٬ زیرا لازمه پیش بینی درست دانش تحلیل بازار است-آن هنگام شما به اندازه ای که در ایتدا تغیین کرده بودید برنده میشوید و در غیر این صورت به اندازه ای که تعیین شده پول خود را می بازید.

نمونه‌ای از اهمیت نگرش ریاضی به حرفه معامله‌گری را با منحنی افت سرمایه برای شما گوشزد می‌کنیم.

افت سرمایه که در این حرفه با لغت Drawdown شناخته می‌شود، یکی از مسائلی است که در صورت عدم توجه به آن٬ نقشه راه معامله‌گربازار فارکس ، و نیز میزان پایبندی او به اصول مدیریت سرمایه و دقتش در تحلیل صحیح، همگی تحت تأثیر منفی قرار خواهند گرفت.

Drawdown به معنای حداکثر افت سرمایه از مقدار ماکزیمم است. به عنوان مثال اگر یک معامله‌گربازارفارکس حساب ۱۰.۰۰۰ دلاری داشته باشد و با ضرری معادل ۵.۰۰۰ دلار، حساب خود را به ۵.۰۰۰ دلار برساند ۵۰ درصد Drawdown را تجربه کرده.

نکته جالب توجه در مورد Drowdown این است که اگر یک معامله‌گر درصدی ضرر کند، برای بازگشت به رقم اولیه (سقف موجودی) باید درصدی بیش از آن مقدار را سود کند و این همان نکته‌ای است که کار را مشکل می‌کند.

چنانچه شما در یک معامله با ضرری معادل ۱۰٪ از موجودی حساب خود مواجه شوید، باید در معامله بعدی ۱۱٪ سود کسب کنید تا به موجود اولیه خود بازگشته و در این بازه زمانی تعادل حساب خود را برقرار کنید (یا به عبارت دیگر ضرر نکرده باشید). این شاید به نظر کار سختی نباشد. اما به ضررهایی با درصد بزرگتر توجه کنید. اگر شما در یک معامله ۵۰٪ ضرر کنید در معامله بعدی باید ۱۰۰٪ سود کسب کنید تا تعادل حساب برقرار شود و هر چه ضرر بزرگتر باشد، سود جبرانی نیز به صورت تصاعدی باید بیشتر باشد.

با آگاهی از مفهوم افت سرمایه، شما آماده پذیرش یکی از مهمترین اصول مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه یعنی «رعایت نسبت زیان به سود» هستید. قبل از انجام هر معامله، شما «باید» بدانید سود احتمالی که از آن معامله می‌توان انتظار داشت چقدر است و اینکه برای به دست آوردن آن مقدار سود، حاضر هستید تا چه میزان از سرمایه خود را به خطر بیندازید. با توجه به اهمیت اندازه لات این امر٬ بسیاری از شرکت های فارکس معتبر٬ در اینترفیس معاملاتی حساب فارکس شما میزان سود و زیان محتمل از هر معامله را مشخص میکنند.

آیا منطقی است که برای به دست آوردن یک سود ۱۰۰۰ دلاری، ۵۰۰۰ دلار ریسک را بپذیریم؟ قطعاً پاسخ منفی است. اصل مدیریت ریسک بیان می‌کند که در هر معامله، میزان ریسک حداکثر باید نصف سود مورد انتظار باشد. یعنی اگر برای یک معامله فرضاً ۳۰ دلار حد ضرر در نظر گرفته‌اید، پتانسیل کسب سود آن موقعیت معاملاتی حداقل باید ۶۰ دلار باشد. پس اگر یک فرصت معاملاتی پیش بیاید که این نسبت برای آن برقرار نباشد، توصیه اکید این است که کلا از آن معامله صرف نظر کنیم.

معمولا معامله گران مبتدی بازار فارکس به دو صورت موجودی حسابشان را از بین می برند یا با نگذاشتن حد ضرر و یا با معاملات زیان آور پشت سر هم.

در حالت اول برای افراد مبتدی حد ضرر مانند محافظی محکم جلوی از بین رفتن حساب را می‌گیرد اما آنها عموماً با نگذاشتن حد ضرر اجازه می دهند ضررشان انباشته شود. شاید چندین معامله برایشان پیش بیاید که با نگذاشتن حد ضرر، معامله پس از مدتی وارد سود شود اما حتما پس از مدتی به دام گرفتار می‌شوند و بازار بر خلاف جهت مورد نظر آنها حرکت می‌کند و موجب از بین رفتن کل سرمایه در یک معامله می‌شود.

حالت دوم در صورتی پیش می آید که فرد ضررهای خود را مدیریت نمی‌کند و اجازه می‌دهد ضررهای متوالی و بعضاً بزرگ موجودی حسابش را از بین ببرند. برای پیش گیری از این حالت هم بهتر است در هیچ معامله واحدی، مقدار پولیِ حد ضرر بیش از ۳ درصد از کل موجودی سرمایه نباشد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.