محاسبه فروش خالص


جدول دخل و خرج شرکت فورد

سود ناخالص (Gross Profit)

تعریف سود ناخالص یا Gross Profit چیست؟

کل درآمد یک شرکت (برابر با فروش کل) منهای بهای تمام شده کالاهای فروش رفته سود ناخالص گفته می‌شود. سود ناخالـص سودی است که یک شرکت بعد از کسر هزینه های مربوط به ساخت و فروش کالاهایش، یا هزینه های مربوط به تهیه خدماتش به دست می‌آورد. سود ناخالص در صورت سود و زیان شرکت وجود دارد و می‌توانیم آن را از طریق فرمول زیر محاسبه کنیم:

سود ناخالص= بهای تمام شده کالاهای فروش رفته – درآمد

درک سود ناخالص (Gross Profit)

Gross Profit کارآمدی یک شرکت را در استفاده از نیروی کار و تجهیزاتش تعیین می‌کند. این معیار فقط هزینه های متغیر را در نظر می‌گیرد که هزینه هایی هستند که با سطح خروجی و تولید نوسان می‌کنند: مواد خام و اولیه، نیروی کار مستقیم (با فرض اینکه ساعتی بوده یا به تعداد کالاهای خروجی وابسته باشند)، کارمزد کارکنان بخش فروش، تجهیزات که استهلاک پذیرند، لوازم مورد نیاز برای کارخانه، حمل‌ و نقل دریایی و غیره. همان‌طور که به صورت کلی تعریف شد، سـود ناخالـص شامل هزینه های ثابت یا هزینه هایی که باید بدون توجه به سطح خروجی پرداخت شوند، نمی‌شود: اجاره، تبلیغات، بیمه، حقوق کارمندانی که به صورت مستقیم در فرآیند تولید نقش ندارند و تجهیزات دفتری جزو هزینه های ثابت به حساب می‌آیند.

سود ناخالـص (Gross Profit) نباید با سود عملیاتی که به آن درآمدهای قبل از بهره و مالیات (EBIT) هم می‌گویند، اشتباه گرفته شود.

حاشیه سود ناخالص (Gross Profit Margin)

سود ناخالص می‌تواند برای محاسبه حاشیه سود ناخالص مورداستفاده قرار گیرد. این معیار که به درصد بیان می‌شود، برای مقایسه بازده تولید یک شرکت در طول زمان مفید است. مقایسه ســود ناخالــص از سالی به سال دیگر یا از فصلی به فصل دیگر می‌تواند گمراه‌کننده باشد، چون سود نا خالص می‌تواند افزایش یابد درحالی‌که حاشیه سـود ناخـالص سقوط می‌کند و این یک روند نگران‌کننده است که می‌تواند شرکت را به مشکل بیندازد.

فرمول حاشیه سـود ناخالص به این شکل است:

حاشیه سود ناخالص= درآمد/(بهای تمام شده کالای فروش رفته – درآمد)= درآمد/ سود ناخالص

حاشیه سـود ناخالـص از صنعتی به صنعت دیگر به شدت متفاوت است. به‌طور مثال، فروشگاه‌های مواد غذایی و نوشیدنی و شرکت‌های ساختمانی حاشیه سود نا خالص بسیار کمی دارند، درحالی‌که صنایع مربوط به بانکداری و سلامت از حاشیه سود بالاتری برخوردارند.

مثال عملی از محاسبه Gross Profit و Gross Profit Margin

در اینجا به مثالی از چگونگی محاسبه سود ناخالص( Gross Profit ) و حاشیه سود ناخالص( Gross Profit Margin )، با استفاده از صورت سود و زیان سالیانه یک شرکت فرضی خودرو سازی اشاره می‌کنیم (همه اعداد به میلیارد تومان هستند):

۱۳۵۷۸۲درآمد حاصل از فروش خودرو
۸۲۹۵درآمد حاصل از ارائه خدمات مالی
۱۴۴۰۷۷مجموع کل درآمدها
۱۲۳۵۱۶هزینه فروش خودروها
۱۴۱۱۷هزینه فروش و مدیریت
۲۶۹۹هزینه بهره
۳۰۵سایر هزینه محاسبه فروش خالص ها
۱۴۰۶۳۷مجموع کل هزینه ها

برای محاسبه Gross Profit ، ابتدا بهای تمام شده کالای فروش رفته را محاسبه می‌کنیم:

هزینه فروش خودروها (۱۲۳۵۱۶)+ هزینه بهره (۲٫۶۹۹)+ سایر هزینه ها (۳۰۵)= ۱۲۶۵۲۰

ما «هزینه فروش و مدیریت» را لحاظ نمی‌کنیم چون این‌ها بیشتر هزینه های ثابت هستند. سپس بهای تمام شده کالای فروش رفته را (۱۲۶۵۲۰) از کل درآمدها کسر می‌کنیم (۱۴۴۰۷۷) تا سود ناخـالص (۱۷۵۷۷) را به دست بیاوریم.

برای محاسبه حاشیه سـود ناخالـص، ما سـود ناخالـص را (۱۷۵۷۷) را بر مجموع کل درآمدها (۱۴۴۰۷۷) تقسیم می‌کنیم و به این صورت مارجین سـود ناخـالص (۱۲٫۲۰) به درصد محاسبه می‌شود. فرض کنید میانگین حاشیه سود نا خالص صنعت خودروسازی ۲۰ درصد باشد. حاشیه سـود ناخالـص شرکت فرضی ما در مقایسه با میانگین ۲۰ درصدی صنعت نامطلوب به نظر می‌رسد که نشان می‌دهد شرکت به‌خوبی همتایان خود عمل نکرده است.

صورت سود و زیان استاندارد که به‌ وسیله سرویس‌ دهنده‌ های مالی نظیر مؤسسات و شرکت‌های حسابداری آماده‌ سازی می‌شوند ممکن است سود ناخالص متفاوتی گزارش کنند. در گزارش‌ های مالی سود ناخالص در یک سطر جداگانه نمایش داده می‌شود، اما فقط برای شرکت‌های سهامی عام در دسترس است. سرمایه گذارانی که درآمد شرکت‌های خصوصی را بررسی می‌کنند باید خودشان را برای سروکله زدن با گزارش‌ های مالی غیراستاندارد آماده کنند.

Gross Profit

سود ناخالص در صورت سود و زیان شرکت وجود دارد و می‌توانیم آن را از طریق فرمول زیر محاسبه کنیم:
سود ناخالص= بهای تمام شده کالاهای فروش رفته – درآمد

نسبت سود خالص (EBT) به فروش

نسبت سود خالص به فروش حاصل تقسیم میزان سود خالصی است که از فروش به دست می آید. حال می خواهد این فروش هر چیزی مثل فروش کالا، انجام خدمات، انجام کار پیمانکاری و . باشد. قطعاً اطلاعات حسابداری اول از همه برای مدیران شرکت و هیات مدیره ی آن مهم است زیرا بر اساس این اطلاعات به تصمیم های مهمی در رابطه با شرکت می رسند.

همچنین شایان به ذکر است که محاسبه ی نسبت سود خالص به فروش برای سهام داری که قصد سرمایه گذاری در آن شرکت را دارد مهم و حیاتی است زیرا آن فرد متوجه می شود که این شرکت قابلیت سرمایه گذاری را دارد یا خیر. برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش بعدی مراجعه کنید.

سودآوری شرکت

قطعاً همه ی شما می دانید که سود هر شرکت نشان دهنده ی موفق بودن در کسب و کار است. اگر نسبت سود خالص به فروش زیاد نباشد و به بیانی دیگر پایین بودن سود به این معنا است که آن دسته از هزینه هایی که به منظور تأمین مالی لحاظ شده است فقط یک عدد بوده اند و در فروش نقشی نداشته اند.

علاوه بر سود خالص بر فروش با شاهد نسبت های دیگری از سود هستیم مثل سود عملیاتی بر فروش و سود خالص بر دارایی‌. اولین نسبت حاصل تقسیم سود عملیاتی بر هزینه است‌‌.

دومین نیز یعنی سود خالص بر دارایی حاصل تقسیم سود بر دارایی های شرکت است. تمام این نسبت ها برای این است که مدیران و یا حتی افراد خارج از شرکت برای تجزیه و تحلیل باید یک سری نکات را بررسی کنند و به دنبال ارتباط آن ها با یک دیگر باشند. حسابدار با محاسبه دقیق این نسبت ها کمک به سزایی به مدیرها و افراد ارشد یک شرکت می کنند.

روش های محاسبه سود چگونه است؟

روش های محاسبه سود چگونه است؟

از آنجایی که سود نمایانگر موفقیت تجارت و کسب و کار شماست لازم است با روش های محاسبه سود آشنا شوید. بسیاری میزان سود را با ارزش شرکت و یا مجموعه در ارتباط مستقیم میدانند. به همین دلیل مهم است که مدیران اجرایی با انواع روش های محاسبه سود آشنا شوند. همانطور که از عنوان مقاله مشخص است سود روش های مختلفی برای محاسبه دارد. در صورتی که هزینه ها را از درآمد کم کنیم میزان سود به دست میاید. اگر بخواهیم این مسئله را به شکل یک فرمول نشان دهیم باید نوشت:

درآمد- هزینه= سود

البته در نظر داشته باشید که فرمول بالا از ساده ترین روش های محاسبه سود است. هر چه یک کسب و کار گسترده تر باشد، روش های پیچیده تری برای محاسبه میزان سود آن عنوان میشود. سود را به سه دسته تقسیم میکنند. سود خالص، سود عملیاتی و سود ناخالص از جمله معروف ترین زیر مجموعه های سود هستند که هرکدام روش متفاوتی برای محاسبه دارند.

سود ناخالص

در روش های محاسبه سود در صورتی که بهای تمام شده کالا را از درآمد حاصل از فروش آن کسر نماییم سود ناخالص به دست خواهد آمد. بهای تمام شده کار در این بخش عموما شامل هزینه های مربوط به مواد اولیه و هزینه های مربوط به دستمزد خواهد بود. برای محاسبه سود ناخالص هزینه های یک باره همانند هزینه مربوط به تجهیزات و هزینه های سربار همانند هزینه های مربوط به مالیات در نظر گرفته نمیشوند. به همین دلیل آن را سود ناخالص گویند. برای محاسبه سود ناخالص از فرمول زیر استفاده میشود:

حاشیه سود ناخالص = (فروش خالص – COGS) ÷ فروش خالص

از میان روش های محاسبه سود، سود ناخالص چندان دقیق نیست و نباید مبنای عملکرد مجموعه باشد. عموما سود ناخالص به دلیل عدم محاسبه هزینه های عملیاتی مقدار بیشتری را نسبت به دیگر انواع سود نشان میدهد. در تهیه و تنظیم صورت سود و زیان، محاسبه سود ناخالص اهمیت دارد. سود ناخالص همچنین نشان میدهد که یک شرکت در بکارگیری نیروی کار و تجهیزات تا چه اندازه کاربردی و موفق عمل کرده است.

سود عملیاتی

در روش های محاسبه سود و برای به دست آوردن سود عملیاتی تنها به بهای کالای به فروش رسیده و هزینه تمام شده اکتفا نمیشود. در واقع برای محاسبه هزینه محاسبه فروش خالص تمام شده فاکتورهای متعددی در نظر گرفته میشوند. هزینه هایی چون حمل و نقل، اجاره، بیمه، کرایه، حقوق و دستمزد و … همه در محاسبه سود عملیاتی در نظر گرفته میشوند؛ این موارد را هزینه های عملیاتی میدانند. در این سود هزینه هایی همچون استهلاک نیز محاسبه شده و از کل سود کم میشود. هرچند سود عملیاتی دقیق تر از سود ناخالص است اما باز هم نسبت به سود خالص کاستی هایی دارد.

فرمول محاسبه سود عملیاتی:

سود عملیاتی =درآمد عملیاتی – هزینه‌ کالاهای فروخته‌شده (COGS) – هزینه‌های عملیاتی – استهلاک

در صورتی که هزینه هایی همچون بهره و مالیات در سود عملیاتی در نظر گرفته نشود به آن EBIT میگویند. به سود عملیاتی، درآمد قبل از مالیات و بهره گفته میشود. در محاسبه سود عملیاتی هزینه های ثابت به حساب نخواهند آمد. هزینه های ثابت شامل مواردی چون اجاره، تبلیغات، بیمه، حقوق کارمندانی که مستقیما در فرآیند تولید دخالت ندارند و … میشود.

سود خالص در محاسبه انواع روش های سود

در انواع روش های محاسبه سود، سود خالص نشان دهنده توانایی شرکت برای تبدیل درآمد به سود است و محاسبه آن از اهمیت بالایی برخوردار است. سود خالص نشان میدهد که پس از محاسبه تمام هزینه ها و جریان های درآمدی در نهایت چقدر از درآمد شما باقی مانده است. به همین دلیل برای محاسبه سود خالص لازم است هزینه های عملیاتی، هزینه های سربار، COGS، هزینه های جاری و … از کل درآمد کسر شود.

فرمول سود خالص در انواع روش های محاسبه سود:

فرمول دوم:

حاشیه سود خالص = (درآمد خالص ÷ درآمد) × 100

در حقیقت سود خالص پس از کسر تمام هزینه ها به دست میاید. در نظر داشته باشید که سود خالص همیشه مقدار مثبت ندارد و ممکن است گاهی منفی شود. در این صورت دیگر سود خالص نیست و به آن زیان خالص میگویند. برای افزایش سود خالص راهکارهایی همچون رشد درآمدها و کاهش هزینه ها پیشنهاد میشود.

سود غیر عملیاتی

تا اینجا در انواع روش های محاسبه سود به سود خالص، سود عملیاتی و سود ناخالص پرداختیم. سود غیرعملیاتی یکی دیگر از روش هایی است که از آن برای محاسبه سود استفاده میکنند. هرچند نسبت به سایر روش ها کمتر متداول است اما گاها سود غیرعملیاتی هم کاربردی واقع میشود. در صورتی که مجموعه از محل فعالیت های غیر مرتبط با موضوع فعالیت فعلی سودی کسب نماید، آن را سود غیر عملیاتی گویند.

حاشیه سود شرکت

حاشیه سود (profit margin) چیست و در انواع روش ها برای محاسبه سود چه نقشی دارد؟ برای به دست آوردن حاشیه سود لازم است ابتدا سود خالص را همانطور که در بخش های قبلی به آن اشاره شد به دست آورید. در مرحله بعد لازم است سود خالص به دست آمده را بر درآمد فروش تقسیم کنید. حاشیه سود بیشتر به صورت درصدی بیان میشود و عنوان میدارد که به ازای هر صد میلیون تومان فروش چقدر سود به دست می آید. هر چه حاشیه سود درصد بالاتری داشته باشد به این معنی است که شرکت سود بیشتری کسب کرده است.

همانند انواع روش های محاسبه سود روش های مختلفی برای محاسبه حاشیه سود وجود دارد. حاشیه سود نیزبه سه بخش حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی و حاشیه سود خالص تقسیم میشود. هر یکی از این موارد کاربرد مختص خود را دارند. به عنوان مثال حاشیه سود عملیاتی برای مقایسه بازده سود مجموعه در طول زمان به محاسبه فروش خالص کار میرود.

حاشیه سود ناخالص = سود ناخالص / درآمد * 100

حاشیه سود عملیاتی = سود عملیاتی / درآمد * 100

حاشیه سود خالص = درآمد خالص / درآمد * 100

توجه داشته باشید که از بین تمام موارد ارائه شده حاشیه سود خالص بیش از بقیه به سود واقعی نزدیک است و در بیشتر مواقع برای محاسبه به آن استناد میکنند. با این حال سود عملیاتی و سود ناخالص نیز در جای خود اهمیت دارند. به عنوان مثال از سود عملیاتی برای بررسی قابلیت سوددهی عملیاتی یک واحد تجاری استفاده میکنند. سود خالص، سود ناخالص و تفاوت میان این دو یکی از مولفه هایی است که سهامداران و سرمایه گذاران توجه زیادی به آن دارند.

سود ناخالص چگونه محاسبه می‌شود و با چه فاکتورهایی در ارتباط است؟

یکی از مهم‌ترین مفاهیم مالی که باید در کسب و کارها مورد توجه قرار گیرد، سود ناخالص است. محاسبه سود ناخالص می‌تواند ابزار بسیار خوبی برای اطلاع از وضعیت کنونی کسب و کار از لحاظ مالی و حتی پیش بینی وضعیت آینده آن باشد. در ادامه این مطلب نیک پرداخت به توضیح مفهوم سود ناخالص، نحوه محاسبه آن و دیگر مفاهیم مرتبط با آن خواهیم پرداخت.

سود ناخالص چیست؟

سود ناخالص سودی است که یک شرکت پس از کسر هزینه‌های مربوط به تولید و فروش محصولات یا هزینه‌های ارائه خدمات به دست می‌آورد. سود ناخالص در صورت حساب درآمدهای شرکت ظاهر می‌شود. به صورت کلی می‌توان با کم کردن هزینه‌های فروش کالا از درآمد، سود ناخالص را محاسبه کرد. توجه داشته باشید که در برخی موارد به سود ناخالص، سود فروش یا درآمد ناخالص هم گفته می‌شود.

سود نا‌خالص نشان‌دهنده چیست؟

سود ناخالص، بازدهی یک شرکت در استفاده از نیروی کار، تأمین تولید کالا یا خدمات را ارزیابی می‌کند. در واقع سود ناخالص، بیش از همه به اندازه‌گیری تاثیر هزینه‌های متغیر در محصول تولید شده می‌پردازد. اما منظورمان از هزینه‌های متغیر چیست؟ بهتر است قبل از ادامه بحث، ابتدا با تعریف و انواع هزینه‌های متغیر و ثابت آشنا شویم.

مفاهیم مرتبط با سود ناخالص که بهتر است بدانید

پیش از اینکه در مورد تفاوت سود ناخالص با دیگر انواع سود بدانید، بهتر است نگاهی به مفاهیم مرتبط با سود بیاندازید.

هزینه‌های متغیر

هزینه‌های متغیر، هزینه‌هایی هستند که مقدارشان با تغییر در میزان تولید تغییر می‌کند. در واقع تغییر در این هزینه‌ها مستقیما بر میزان تولید اثر می‌گذارد. از جمله این هزینه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • هزینه‌ی مواد اولیه‌ی مورد استفاده در محصول
  • نیروی کار مستقیم (با فرض اینکه ساعتی حساب شود. در غیر این صورت مقدار آن به خروجی محصول نهایی وابسته است)
  • هزینه‌ی بسته‌بندی
  • هزینه‌ی حمل و نقل
  • حقوق سرپرست کارخانه
  • هزینه‌های آب و برق و .. کارخانه یا انبار
  • هزینه‌ی استهلاک تجهیزات تولید
  • هزینه‌ی ماشین‌آلات
  • هزینه‌ی خدمات رفاهی

هزینه‌های ثابت

هزینه‌های ثابت هزینه‌هایی هستند که هیچ ارتباطی با مقدار محصول تولید شده ندارند. این هزینه‌ها عبارتند از:

  • هزینه‌های اداری مانند تدارکات، خدمات، تلفن برای دفتر و غیره
  • حقوق و دستمزد کارمندان اداری، فروشندگان و صاحبان شرکت
  • مالیات بر حقوق و مزایای کارکنان
  • هزینه‌ی آگهی و تبلیغات، ارتقاء و دیگر هزینه‌های مربوط به فروش
  • هزینه‌ی بیمه
  • هزینه‌های مربوط به بازاریابان
  • هزینه‌ی استخدام افراد متخصص
  • هزینه‌ی اجاره

همانطور که اشاره شد سود ناخالص دربرگیرنده هزینه‌های ثابت نیست. با این حال باید توجه کرد که بخشی از هزینه‌های ثابت هر واحد تولیدی به عنوان هزینه جذب اختصاص داده می‌شود که برای گزارش نهایی بر اساس اصول حسابداری عمومی مورد نیاز است. مثلا اگر یک کارخانه در یک بازه زمانی مشخص۱۰۰۰۰ ویجت تولید کند و شرکت ۳۰۰۰۰ دلار بابت اجاره ساختمان بپردازد، ۳ دلار به هر ویجت بابت هزینه جذب تعلق می‌گیرد.

سود ثابت و متغیر در سود ناخالص

در هنگام محاسبه سود ناخالص، ابتدا باید نوع هزینه‌های ثابت را مشخص کنیم

محاسبه‌ سود ناخالص

فرمول محاسبه سود ناخالص به این شکل است:

درآمدهزینه‌های مربوط به تولید محصولات فروخته شده

منظور از درآمد، میزان پولی است که از فروش یک محصول در مدت زمان مشخص به دست می‌آید. محاسبه درآمد باید قبل از اعمال هر گونه کسری صورت بگیرد. با کسر هزینه‌های تولید از درآمد می‌توانیم سود ناخالص ناشی از فروش محصولات را به دست بیاوریم.

تفاوت سود ناخالص و خالص

سود خالص سودی است که پس از کسر سایر هزینه‌ها مانند هزینه‌های عمومی، اداری و غیر عملیاتی باقی می‌ماند. این هزینه‌ها همان هزینه‌های ثابت هستند که با گذشت زمان تغییر چندانی نمی کنند.

تفاوت سود ناخالص و سود عملیاتی

سود ناخالص را نباید با سود عملیاتی اشتباه گرفت. در واقع سود عملیاتی با کم کردن هزینه‌های عملیاتی از سود ناخالص محاسبه می‌شود. به همین ترتیب، نباید سود ناخالص را به عنوان سود قبل از محاسبه بهره و مالیات هم در نظر گرفت.

سود ناخالص در مقابل حاشیه سود ناخالص

از سود ناخالص می‌توان برای محاسبه حاشیه سود ناخالص استفاده کرد. این معیار برای مقایسه بازدهی تولیدات شرکت در طول زمان بسیار مفید است. متاسفانه مقایسه سود ناخالص سالانه یا فصلی می‌تواند گمراه کننده باشد. به همین دلیل است که توجه به حاشیه‌ی سود ناخالص بسیار مهم است، زیرا بسیاری از کسب و کارهایی که افزایش سود ناخالص را همزمان با کاهش حاشیه‌ی سود ناخالص تجربه کرده‌اند، با مشکل مالی مواجه شده‌اند. برای افزایش فروش آنلاین این کسب و کارها خواندن مقاله ۳ راهکار برای افزایش فروش آنلاین و موفقیت در کسب و کار پیشنهاد می‌شود.

حاشیه سود ناخالص

فرمول محاسبه حاشیه سود ناخالص: حاصل تقسیم سود ناخالص بر فروش

اگرچه این نام‌ها بسیار شبیه هم هستند و حتی گاهی به جای هم بکار می‌روند ولی سود نا خالص به هیچ‌وجه با حاشیه سود ناخالص برابر نیست. در حالی که سود ناخالص بر حسب واحد پول است، حاشیه سود ناخالص بر حسب درصد بیان می‌شود. به همان اندازه که پیگیری سود ناخالص مهم است، پیگیری حاشیه سود ناخالص نیز اهمیت دارد زیرا اجازه می‌دهد تا شما روند سودآوری را بهتر بررسی کنید. فرمول حاشیه سود ناخالص به این شرح است: حاصل تقسیم سود ناخالص بر فروش.

مثالی از نحوه محاسبه سود ناخالص

در ادامه به مرور مثالی از نحوه‌ی محاسبه سود ناخالص و حاشیه سود ناخالص با استفاده از صورت حساب درآمد سال ۲۰۱۸ شرکت فورد موتور می‌پردازیم. ابتدا درآمد و هزینه‌های مربوط به بخش‌های مختلف این شرکت در سال ۲۰۱۸ را در جدول زیر مشاهده می‌کنیم.

سود ناخالص شرکت فورد

جدول دخل و خرج شرکت فورد

برای محاسبه‌ی سود ناخالص، ابتدا هزینه‌ کالاهای فروخته شده را جمع می‌کنیم که مقدار آن ۱۲۶۵۸۴ میلیون دلار است. در این مرحله هزینه‌های فروش، اداری و سایر هزینه‌ها را که جزئی از هزینه‌های ثابت هستند حساب نمی‌کنیم. سپس هزینه‌ کالاهای فروخته شده را از درآمد کم می‌کنیم تا سود ناخالص به دست بیاید: ۲۵۲۱۶=۱۲۶۵۸۴-۱۵۱۸۰۰ میلیون دلار.

برای به دست آوردن حاشیه سود ناخالص هم این مبلغ را بر درآمد تقسیم می‌کنیم: ۱۶.۶۱%= ۱۵۱۸۰۰/۲۵۲۱۶ . عدد به دست آمده در مقایسه با متوسط صنعت موتور که حدود ۱۴ درصد است مقدار مطلوبی است و نشان می‌دهد که فورد در مقایسه با همتایان خود بازدهی بیشتری دارد.

روش‌های بهبود حاشیه‌ سود ناخالص

برای بهبود بخشیدن به حاشیه‌ سود ناخالص، دو راه کلیدی وجود دارد. البته، هر دو روش به حرف شاید در ظاهر آسان باشند اما انجام آن‌ها در عمل دشوار است.

روش اول: افزایش قیمت کالا

افزایش قیمت‌ها، میزان فروش را کاهش می‌دهد و به دنبال آن حاشیه‌ سود ناخالص بهبود می‌یابد و اگر فروش بیش از حد زیاد باشد، ممکن است شما نتوانید به اندازه کافی از سود ناخالص برای پوشش هزینه‌های عملیاتی، درآمد ایجاد کنید. افزایش قیمت‌ها به مطالعه‌ی دقیق درباره‌ی نرخ تورم، عوامل رقابتی، عرضه‌ اولیه و تقاضا برای محصول نیاز دارد.

روش دوم: کاهش هزینه‌های تولید کالا

روش دوم بهبود حاشیه سود ناخالص، از طریق کاهش هزینه‌های متغیر برای تولید محصول انجام می‌گیرد. هزینه‌های متغیر را می‌توان با کاهش هزینه‌های مربوط به مواد‌ اولیه یا ساختن محصول پر بازده انجام داد. تخفیف‌های حجمی یک راه خوب برای کاهش هزینه‌ مواد اولیه است. هرچه مواد بیشتری را از یک تامین‌کننده خریداری کنید، بیشتر احتمال دارد تامین‌کننده تخفیف‌های محاسبه فروش خالص خود را به شما ارائه دهد.

یکی‌دیگر از راه‌های کاهش هزینه‌ی مواد اولیه، یافتن منبع ارزان قیمت است. با این وجود، توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که منابع ارزان قیمت، ممکن است کیفیت محصول را کاهش دهند. چه شما در کار تولید باشید چه یک فروشنده عمده فروش یا خرده فروش و چه کارتان کسب و کارهای خدماتی باشد، همیشه باید در جستجوی راهی برای ارائه‌ی محصولات یا خدمات پر بازده باشید.

شما باید همیشه سعی کنید که میان بازده (کارایی) و کیفیت تعادل ایجاد کنید تا مطمئن شوید که از مسیر موفقیت منحرف نشده‌اید. برای مثال، بیایید نگاهی به سود ناخالص شرکت تولید پوشاک ABC انداخته و حاشیه سود ناخالص این شرکت را محاسبه کنیم.

در سال اول، فروش شرکت مذکور یک میلیون دلار و سود ناخالص آن ۲۵۰ هزار دلار بوده است که حاشیه سود ناخالص ۲۵ درصد (۲۵۰ هزار دلار تقسیم بر یک میلیون دلار) می‌شود. در سال دوم، فروش ۱/۵ میلیون دلار و سود ناخالص ۴۵۰ هزار دلار بوده است که حاشیه سود ناخالص ۳۰ درصد (۴۵۰ هزار دلار تقسیم بر یک و نیم میلیون دلار) می‌شود.

سود ناخالص شرکت ABC

محاسبه سود ناخالص شرکت ABC مثال خوبی از کاربرد این مفهوم است

واضح است که شرکت تولید پوشاک ABC، نه تنها سود ناخالص خود را در سال دوم افزایش داده، بلکه حاشیه‌ی سود ناخالصش نیز بالاتر رفته است. این شرکت در عین افزایش قیمت‌ها توانسته است هزینه‌های متغیر تامین مواد اولیه از تأمین‌کنندگان را هم کاهش دهد. همین امر موجب شده است راهی برای تولید لباس‌هایی با کارایی بیشتر (که معمولا به معنی کاهش ساعات کار برای تولید محصول است) پیدا کند. این شرکت توانست در سال دوم کار جالبی انجام داده و قیمت روی اجناس (اضافه‌بها یا سود فروش) خود را افزایش دهد. در ادامه بیشتر در خصوص اضافه‌بها توضیح خواهیم داد.

افزایش قیمت روی اجناس یا اضافه‌بها چیست؟

بسیاری از صاحبان کسب و کارها اغلب هنگامی که قیمت روی اجناس (اضافه بها یا سود فروش) را در ارتباط با حاشیه سود ناخالص افزایش می‌دهند،‌ گیج می‌شوند. این دو متغیر مفهوم یکسانی دارند. تنها تفاوت افزایش اضافه‌بها با حاشیه سود ناخالص، در این است که حاشیه‌ی سود ناخالص، برحسب درصدی از قیمت فروش شکل می‌گیرد، در حالی که افزایش اضافه‌بها به عنوان درصدی از هزینه‌ی فروشنده محاسبه می‌شود.

اضافه‌بها (یا سود فروش) به صورت زیر محاسبه می‌شود:

درصد سود فروش برابر است با اختلاف قیمت فروش و هزینه‌ی تولید، تقسیم برهزینه تولید.

به عنوان مثال، سود فروش شرکت تولید پوشاک ABC، را برای سال اول محاسبه می‌کنیم:

مقدار اختلاف یک میلیون دلار با ۷۵۰ هزار دلار، تقسیم بر ۷۵۰ هزار دلار = ۳۳/۳۰ ٪

اکنون، بیایید سود فروش شرکت تولید پوشاک ABC را برای سال دوم محاسبه کنیم:

(۱/۵ میلیون دلار – ۱/۰۵ میلیون دلار) / ۱/۰۵ میلیون دلار = ۴۲/۹ ٪

در حالی که محاسبه سود فروش برای یک سال یک کسب و کار بسیار ساده است، اما استفاده از این ابزار ارزشمند محاسبه‌ی ‌سود فروش برای به روزرسانی قیمت‌ها پیچیده است. با این حال، این ابزار بسیار مهم و حیاتی است. محاسبه‌ی سود فروش سال‌های گذشته به شما کمک می‌کند تا درک کنید که در گذشته در چه موقعیت و جایگاهی بوده‌اید. بدین ترتیب می‌توانید معیار موفقیت مناسبی برای خودتان تعیین کنید.

حاشیه سود ناخالص و اضافه بها

مفهوم حاشیه سود ناخالص و اضافه بها بسیار نزدیک به هم است

محدودیت‌های استفاده از سود ناخالص

صورت درآمد استانداردی که توسط موسسات خدمات مالی ارائه می‌شود ممکن است کمی با مقادیر سود ناخالص تفاوت داشته باشد. این صورت‌ها سود ناخالص را به عنوان بخشی جدا نمایش می‌دهند که تنها برای شرکت‌های دولتی قابل دسترس است. به همین دلیل است که سرمایه گذاران در بررسی درآمد شرکت‌های خصوصی باید اقلام هزینه‌ها را که در ترازنامه غیر استاندارد وجود دارند شناخته و خودشان از بین آن‌ها مواردی را که در محاسبه سود ناخالص به کار می‌روند تفکیک کنند.

چرا سود ناخالص مهم است؟

از آنجا که سود ناخالص بطور خاص با هزینه محصول فروخته شده در ارتباط است برای حسابداری شرکت‌ها مهم است. به عبارت دیگر داده‌های موجود منعکس کننده‌ی کارایی مدیریت یک شرکت در خرید لوازم، تخصیص نیروی کار یا تصمیم‌گیری درباره‌ کارخانه و محل تولید محصول است.

جمع بندی

در این مطلب به مرور مفهوم سود ناخالص و شیوه محاسبه آن پرداختیم. شاید فکر کنید دانستن این مفاهیم فقط برای شرکت‌های بزرگ مفید است. اما اگر شما هم کسب و کار شخصی خود را دارید یا حتی به صورت فریلنسری یا دورکاری مشغول به کسب درآمد هستید می‌توانید از این فرمول‌ها برای محاسبه سود واقعی خودتان در مقابل هزینه‌ها استفاده کنید. در نهایت پس از حساب و کتاب، سود حاصل شده را به دست می‌آورید. فراموش نکنید که اگر درآمد شما دلاری است، برای نقد کردن درآمد ارزی خود با کارشناسان نیک پرداخت با کلیک روی بنر زیر تماس بگیرید.

مقدمه

جواب این سوال را در پایان این نوشتار کاربردی با هم مرور خواهیم کرد.

سود ناخالص:

اگر درآمد حاصل از کل فروش یک شرکت را برای یک دوره خاص (مثلا 1 ساله) داشته باشیم و بهای تمام شده کالا و خدمات به فروش رفته را از آن کسر کنیم، باقیمانده را سود ناخالص می نامند.

سود عملیاتی:

سود ناخالص فعلا اختلاف بین کل فروش و بهای تمام شده را نشان می دهد،حال اگر از سود ناخالص هزینه های مربوط به فروش، هزینه های عملیاتی، واحد تجاری از جمله اجاره و بیمه،حمل و نقل و کرایه، حقوق و دستمزد و استهلاک و . را کسر کنیم حاصل آن سود عملیاتی خواهد بود.

سود خالص:

برخی دیگر از هزینه ها از جمله بهره، مالیات و همچنین کلیه جریانات وجوه ورودی و خروجی را باید در سود عملیاتی اثر داد. حاصل این تغییرات در سود عملیاتی و عددی که پس از محاسبه کل کسورات به دست می آید را سود خالص می نامیم.

حاشیه سود چیست؟

به طور ساده اگر هر کدام از سودهای محقق شده شامل سود ناخالص، عملیاتی و یا خالص را بر کل درآمد شرکت در آن دوره تقسیم و حاصل را در 100 ضرب کنیم، حاشیه سود شرکت به واحد درصد به دست می آید.

برای مثال در شرکت هجرت با فروش 2250 میلیارد تومانی، 70 میلیارد سود خالص محقق شده است، در نتیجه حاشیه سود خالص 3.1 می باشد.

منظور از EPS چیست ؟

سود خالص را اگر در بازه یک ساله در نظر بگیریم و بر تعداد سهام شرکت تقسیم کنیم به آن EPS ( Earning Per Share ) یا سود هر سهم که اصطلاحی رایج به حساب می آید اطلاق می شود.

منظور از DPS چیست ؟

بخشی یا محاسبه فروش خالص کل سودی که برای هر سهم در یک سال مالی محقق شده را می توان بین سهامداران بصورت نقدی توزیع کرد که به آن DPS (Dividend Per Share) می گویند.

نسبت پی بر ای ( P/E ) :

یکی از نسبت های موثر و کاربردی در تحلیل سهام نسبت قیمت سهم به سود یا درآمد آن می باشد. برای مثال اگر قیمت سهم 100 تومان و سود هر سهم 20 تومان باشد، نسبت پی به ای آن 5 مرتبه خواهد بود که با مقایسه این نسبت در گروه های مالی میتوان رشد قیمت نسبت به درآمد سهم را سنجید.

نکات مهم:

در تعریف سود و محاسبه حاشیه سود باید هر گروه را بصورت مستقل در نظر داشت. برای مثال نمی توان حاشیه سود یک شرکت پخش دارویی را با یک شرکت خودروساز مقایسه کرد.

لزوما کل سود محقق شده بصورت سود نقدی یا DPS بین سهامداران توزیع نمی شود و ممکن است برای اموری همچون سود انباشته استفاده گردد.

نسبت پی به ای به تنهایی معیار کاملی برای تحلیل ارزندگی شرکت ها نیست.برای بسیاری از شرکت ها که سود قابل تحقق یا تحقق یافته ندارند و اتفاقا هر دوره در حال شناسایی زیان هستند و همچنین در شرایطی که تورم بر ارزش گذاری شرکت ها حاکم است، باید از روش های دیگری برای سنجش استفاده کرد.

روش های محاسبه سود

در این مقاله سعی شده است تا شما را با دو روش محاسبه سود آشنا کنیم

سود به روش لایفو بهتر محاسبه می شود یا فایفو؟

fifo / فایفو

روشی است كه موجودی ها همواره به طور منظم گردش داشته و همواره كالاهای جديد وتازه در دسترسی باشد.

مثلا در يك كارخانه رنگ سازی ممكن است ابتدا قوطی های رنگ قديمی به فروش برسد واز ماندن زياد وفساد آن جلوگيری گردد به اين روش كه از اولين موجودی های اول استفاده شود روش اولين وارده يا فايفو گويند.

اما در مورد برخی از اقلام ديگر موجودی روش اولين صادره آن معمولا از آخرين محموله كه در سطح بالا قرار گرفته است صورت ميگيرد اما داروها ويا سبزيجات يا كالاهای زود فاسد شدنی بايد ابتدا به مصرف برسد يعنی كالاهای اول وارده اول صادر شود به روش اولين صادره از آخرين وارده لايفو گويند.

كاربرد اين روش كه متداولترين روش ارزيابی موجودی هاست بسيار آسان است گردش اقلام بهای تمام شده در اين روش معمولا با گردش فيزيكی اقلام موجودی ها مطابقت ميكند.

ضمنا اجرای اين روش در دوره هايی كه قيمت ها در حال افزايش است موجب ايجاد سود ناخالص بيشتر ميشود عليرغم مزايای فوق سود بيشتر موجبات ماليات بر درآمد بيشتر را فراهم می آورد ودرآمدهای جاری با اقلام بهای تمام شده نسبتا قديمی مقايسه می شود ودر نتيجه كارايی و سودآوری بيش از واقع نشان داده می شود ضمن اينكه برای جايگزينی اقلام موجودی ها بهای بيشتري نيز بايد پرداخت كرد.

تطابق (مقابله) اقلام بهای تمام شده قديمی با درآمدهای جاری موجب ايجاد سوء ناشی از نگهداری موجودی ها ميشود كه بنوبه خود باعث نشان دادن قدرت سود آوری بيش از واقع واحتمالا گمراهی گروههای ذینفع می شود.

lifo / لایفو

مزيت عمده اين روش اين است كه در دوره افزايش قيمتها سود ناخالص به ميزاني كمتر محاسبه و ماليات بر درآمد كمتری پ رداخت گردد. كه موجب بهبود وضعيت نقدينگی وگردش وجوه نقد می شود ضمنا درآمد جاري با اقلام بهای تمام شده نزديك به قيمت های جاری مقايسه و مقابله و در نتيجه سود ناخالص نيز سود آوری تجاری را بهتر نشان می دهد.

اگر اين روش در چند دوره مالی متوالی به كار برده شود اقلام موجودی های منعكس در ترازنامه با ارزش به مراتب كمتر از قيمتهاي جاری در موقع افزايش قيمت ها نشان داده ميشود زيرا مبنای اقلام بهای تمام شده قديمی ونسبتا ارزان (كه موجب پايين آمدن غير عادی بهای تمام شده كالای فروش رفته است) محاسبه و ارزيابی شده است وافزايش سود غير معقولی را موجب خواهد شد.

در دورهايی كه قيمت ها در حال افزايش باشد اجرای لايفو موجب محاسبه سود ناخالص كمتر در مقايسه با روش فايفو می شود اگرچه سود كمتر موجب پرداخت ماليات كمتری می گردد اما سود هر سهم ارائه تصويری نادرست از قدرت سودآوری شركت يا واحد تجاری را موجب می شود لذا اين است كه مسئولين كشورهاي صنعتی شركتها را مقيد كرده اند تا جهت مقاصد مالياتی در صورت استفاده از لايفو آن را در محاسبه سود ناخالص به منظور گزارشگری مالی نيز بكار برند.

حساب جم با بیش از ۲۳ سال سابقه در ارائه گزارش حسابرسی شرکتها، موسسات و اشخاص در حداقل زمان ، دفاعیه مالیاتی، همچنین کاهش قطعی مالیات مشاغل و اشخاص حقیقی و رسیدگی به جرائم مالیات تراکنشهای بانکی توانسته است رضایت کامل شما عزیزان را جلب نماید. حساب جم با تهیه و تنظیم اظهارنامه های مالیاتی در اسرع وقت و استقرار بهینه حسابداری منطبق با استانداردهای حسابداری در بین برترین های حرفه خود در کشور قرار دارد. تخصصی ترین خدمات حسابرسی و حسابداری را از متخصصین و مشاوران مالیاتی حساب جم بخواهید



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.